ما مردمى را مىشناسيم كه از زر و سيم چنان مىگريزند كه از دشمن خونخوار ، و اگر از روى انصاف به آن دست يابند آن را در راه يزدان پاك انفاق كنند .
و مردمى بودهاند و هستند كه خداى جل جلاله در ضميرشان چشمههاى نور جارى ساخته است كه به آن نور جلال آن ذات مقدّس را كشف كردهاند و به توجه حضرتش مشرف شدهاند ، و از هر دو جهان يعنى از ما سواى او دل كنده و روى برگرداندهاند ، و تنها به ياد حضرتش مشغولند .
بعضى از اين الطاف و مواهب را خود آزمودهام و بعضى را دريافتهام و شنيدهام .
نيز خداى تعالى كتابهايى در حيله گرىهاى حلال و طلسمات و تعويذ و رقيه ( 1 ) و رمل مجرب براى تو آماده فرموده است .
اما « علم حيل » يا ( طريق چاره جويى ) . قرآن مجيد به آن ناطق است مثلا در داستان ( يوسف « ع » ) كه به فرمان او پيمانه زرّين را دربار برادر او پنهان كردند تا به اين بهانه بتواند او را نزد خود نگاه دارد . اين علم در برابر دشمن حربه اى محسوب است . پس هر چه را كه با آن بتوان كيد دشمن را چاره اى جست و در شرع ممنوع نشده باشد بياموز .
امّا « تعويذ » و « رقيه » و طلسمات ، من در آن علم كتابها دارم خود نيز در اين علم كتابى موسوم به ( المنتقى ) نوشتهام اما فرصت تجربه همه موارد آن را نداشتهام . تو خود آنچه را كه شايسته
هامش
( 1 ) رقيه ، دعا و طلسم براى حفظ جان و مال . ( م )