فرموده است كه از امامان پاك و علماء دانشمند روايت شده است . پس در پزشكى كالبد زان پيش كه بيمارى بدن را به پزشكان برى به كسى اعتماد كن كه به امر باطن عالم است و كمبودهاى تن را كه بوجود مىآيد مىداند و كار خود همه را به حضرت او باز گذار و به او توكَّل داشته باش و ملك او را به او تسليم كن .
آنگاه مىيابى كه او پزشك دواها و دردهاست و ترا از پزشكى مردم بىنياز مىگرداند و براى بهبود بيماريها آن كن كه از تربت پاك شريف حسينى ( ع ) و دعاهاى منيف ، و تعويذهاى معتبر كه از عترت پاك روايت شده است ديدهايم ؛ و اگر به پزشك نيازت افتاد از راه استخاره با خداى جل جلاله مشورت كن و بر حسب آن مشورت ، چنان كه در كتاب ( فتح الابواب ) گفتهام دارويى را كه مىدهند به كار بر . زيرا اوست جلّ جلاله كه درجه و مدت بيمارى را و داروى لازم را مىداند .
پزشك به ظاهر حكم مىكند و به نهانىها وقوفيش نيست و نمىداند كه مرز بيمارى تا كجاست و مقدار ضرورى دارو چيست و مدت و طول بيمارى چه اندازه است ، بلكه از روى حدس و گمان به درمان مىپردازد و بسا مردم را كه به گمان غلط كشتهاند .
بسيار بيمار ديدهايم كه در اثر اشتباه در مقدار دارو ، جان سپرده است و بسيار كه در اثر تشخيص خطا بيمارى به درازا كشيده است و بيمار اگر هم به صورت زنده مانده بمعنى مرده است .
آرى كالبد بشر و موارد نياز آن ، همه ملك خداوند است جل جلاله ، و حيات و بقاى آن براى او و براى طاعت و خدمت و تقرّب جستن به اوست جل جلاله ، و امانتى است به دست بندهء او
كشف المحجة لثمرة المهجة ( فانوس ) ( فارسي ) — صفحة 202
مساهمون: اسد الله مبشرى
ص٢٠٢