تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجة لثمرة المهجة ( فانوس ) ( فارسي ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
بخش 143
از خداوند مىخواهم كه آموختن علم فقه را كه راه شناخت احكام شريعت و زنده داشتن سنت جدّت محمد ( ص ) است بر دلت اندازد و توان الهام پذيرى از عنايات او را داشته باشى و قصد تو در اين كار فرمان بردن از خداى تعالى و پيمودن راه راست باشد و مبادا كه در كار دين مقلَّد عوام الناس از غلامان جدّت باشى و براى گرفتن فتوى و استفهام مطالب دين در برابر آنها كوچكى كنى كه جز مغبون به اين كار حقير قناعت نكند و بدان كه هنگامى كه كودك بودم « ورام » ( 1 ) جدت قدس الله روحه ، به من مطالبى فرمود كه معناى آن اين بود كه اى فرزند اگر در علم و عمل كارى وارد شدى كه خير تو در آنست به مرتبه پست آن قناعت مكن و مباد كه از كسانى كه در آن كارند كمتر باشى . نيز جدّت از قول ( حمصى ) ( 2 ) مىفرمود براى اماميه مفتى واقعى باقى نمانده است بلكه همه ، فتواى ديگران را حكايت مىكنند و به تكرار باز مىگويند . در صورتى كه در آن زمان گروهى از اصناف علماء بودند و در روزگار ما كسانى نيستند كه از نظر مراتب علمى به آنان نزديك باشند . اما بايد گفت كه اينان به علَّت طول ايام غيبت و دور بودن از پيشوايان و رهبران دينى كه از حيث اشتغال و ادراك معانى در حفظ و پناه بارى تعالى بوده‌اند ، معذورند كه اگر
هامش
( 1 ) ورام بن على بن أبي فراس حى ، از فرزندان مالك اشتر نخعى ( ره ) ( 2 ) حمصى . شيخ الامام سديد الدين محمود بن على بن الحسين الحمصى رازى علامه زمان خود ، پرهيزگار وثقه داراى تصنيفهاى بسيار .