پس لفظ « نجم » بر پروين [ از دو وجه ] دلالت كند : مطابقه « 121 » و تضمّن « 122 » ، و ستارگان ديگر از يك وجه و آن تضمّن است - و قول او :
فَلا أُقْسِمُ بِمَواقِعِ النُّجُومِ وَ إِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ
« 123 » - و اين قسم است به مشارق و مغارب ستارگان .
مترجم مىگويد : و « لا » مؤكده است . و قول او :
وَ إِنَّهُ لَقَسَمٌ
اعتراض است ميان قَسَم و مُقْسَمٌ عليه ، و لَو تَعْلَمونَ اعتراض دوم است ميان موصوف و صفت . و اعتراض آن گاه شايع باشد كه جمله متعرض مؤكد و مسدد اول باشد . و اين اعتراض در قرآن جاى ديگر مثل آن كم است . و اين سخن جايى باشد كه در آن كمال اعتبار بود ، و پارسيش آن است كه « سوگند ياد كنم به مغارب ستارگان » ، و آن سوگند اگر بدانيد بزرگ است .
و دانستى كه اوايل و اواخر از عجايب معرفت نطفهاى قذر عاجز آمد ، و حق تعالى قسم بدان ياد نفرمود . پس گمان تو چيست در چيزى كه حق تعالى بدان قسم ياد كرد و رزق را سوى او حواله كرد و گفت :
وَ فِي السَّماءِ رِزْقُكُمْ وَ ما تُوعَدُونَ
، « 124 » اى ، در آسمان است روزى شما و بدانچه وعده كرده مىشويد . و بر كسانى كه در آن تفكر كنند ثنا فرمود و گفت :
وَ يَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا
، « 125 » اى ، انديشه كنند در خلقت آسمانها و زمين تا بصيرتشان زيادت شود ، و گويند : اى پروردگار ما ، اين خلق را كه مىبينيم ، از آسمانها و زمين ، با دليل حكمت و كمال قدرت آفريدى . و پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - گفت : ويل لمن قرأ هذه الآية ثمّ مسح بها سبلته ، اى ، واى بر آن كس كه اين آيت را بخواند و سبلت خود را بدان پاك كرد . اى ، بى انديشه از آن بگذشت .
و معرضان را از آن بنكوهيده است .
وَ جَعَلْنَا السَّماءَ سَقْفاً مَحْفُوظاً وَ هُمْ عَنْ آياتِها مُعْرِضُونَ
، « 126 » اى ، آسمان را سقفي محفوظ گردانيديم [ 586 ] و ايشان از آيتهاى آن روى گردانيدهاند .
پس همهء درياها و زمين را به آسمان چه نسبت باشد ، كه ايشان به زودى متغير شوند ، و آسمانها صلب و سخت و محفوظند از تغير تا نوشته به مهلت خود رسد . و براى آن حق تعالى آن را محفوظ خواند و گفت :
وَ بَنَيْنا فَوْقَكُمْ سَبْعاً شِداداً
، « 127 » اى ، بيافريديم ز بر شما هفت آسمان محكم . و گفت :
أَ أَنْتُمْ أَشَدُّ خَلْقاً أَمِ السَّماءُ بَناها رَفَعَ سَمْكَها فَسَوَّاها
، « 128 » اى ، شما سخت خلقت تريد يا آسمان كه آن را بنا كرد ، سقف آن را بلند گردانيد و آن را تسويه فرمود .
پس در ملكوت نگر تا عجايب عزّ و جبروت بينى ، و گمان مبر كه معنى نظر در ملكوت آن است كه چشم بدان باز كنى ، كبودى آسمان و روشنايى ستارگان و تفرق آن بينى ، چه بهايم در اين نظر با
هامش
( 121 ) مطابقه در منطق ، دلالت لفظ است بر تمام معناى موضوع له خود ، چنان كه از لفظ « انسان » مجموعهء « حيوان ناطق » كه موضوع له اوست اراده كنند .
( 122 ) تضمن ، در بر داشتن . در منطق ، دلالت لفظ است بر جزئى از معناى موضوع له خود ، چنان كه از لفظ « انسان » كه براى « حيوان ناطق » وضع شده ، حيوان خواهند .
( 123 ) واقعه 56 - 75 و 76 .
( 124 ) ذاريات 51 - 22 .
( 125 ) آل عمران 3 - 191 .
( 126 ) انبياء 21 - 32 .
( 127 ) نبأ 78 - 12 .
( 128 ) نازعات 79 - 27 و 28 .