نيابيم .
اما آن چه به بصر در نيابيم چون فريشتگان و پريان و ديوان و عرش و كرسى و غير آن [ است ] ، و مجال تفكر در آن از غوامض است . پس بايد كه عدول كنيم به چيزى كه به فهمها نزديكتر است . و آن مدركات حس بصر است ، و آن هفت آسمان است و زمين است و ما بين آنها .
پس آسمان و ستارگان و خورشيد و ماه و حركت و دوران آن در طلوع و غروب مشاهد است .
و زمين با آن چه در آن است از كوهها و معدنها و جويها و درياها و جانوران و نباتها مشاهد است .
و آن چه ميان آسمان و زمين است ، و آن هواست ، مدرك است با ابرها و بارانها و برفها و رعدها و برقها و صواعق و شهابها و بادهاى تند .
پس اين أجناس كه مشاهد است ، از آسمانها و زمين و آن چه ميان آن است ، و هر جنسى از آن منقسم به انواع ، و هر نوعى به اقسام ، و هر قسمتى به أصناف و انشعاب ، و انقسام در اختلاف صفات و هيئت و معانى ظاهره و باطنهء آن نهايت ندارد ، و آن همه مجارى فكرت است . پس ذرهاى در آسمانها و زمين حركت نكند ، از جمادات و نبات و حيوان و فلك و ستاره ، الا كه حركت دهندهء آن خداى است - عز و جل . و در حركت آنها حكمتى است يا دو حكمت يا ده يا هزار حكمت ، و همهء اينها شاهدند خداى تعالى را به وحدانيت ، و دال است بر جلال و كبرياى او ، و آن آيتها دلالت كننده است بر آن . و قرآن وارد است بدان كه در اين آيتها تفكر بايد كرد ، چنان كه حق تعالى گفت :
إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ
، « 56 » اى ، در آفرينش آسمانها و زمين و اختلاف شب و روز هر آينه آيتهاست اهل خرد را . و چنانچه حق تعالى گفت :
وَ مِنْ آياتِهِ
. . .
وَ مِنْ آياتِهِ
. . . « 57 » از اول قرآن تا آخر آن بيامده است . پس بايد كه كيفيت فكرت در بعضى آيتها ياد كنيم .
پس يكى از آيتها آدمى است
( 1 ) كه مخلوق است از نطفه . پس نزديكتر چيزى به تو نفس تو است . و در تو از عجايب دلالت كننده بر عظمت بارى تعالى چيزهايى است كه واقف شدن بر عشر عشير آن عمرها سپرى شود و تو از آن غافلى . پس اى كسى كه از نفس خود غافلى و بدان جاهل ، در معرفت غير خود چگونه طمع دارى ؟ و حق تعالى تو را در نفس خود تدبر فرموده است در كتاب عزيز خود و گفته :
وَ فِي أَنْفُسِكُمْ أَ فَلا تُبْصِرُونَ
، « 58 » اى ، و در نفسهاى خود ، پس آيا نمىبينيد ؟ و ياد كرد كه تو مخلوقى از نطفهاى مستقذر « 59 » ، و گفت :
قُتِلَ الْإِنْسانُ ما أَكْفَرَهُ مِنْ أَيِّ شَيْءٍ خَلَقَهُ مِنْ نُطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ ثُمَّ أَماتَهُ فَأَقْبَرَهُ ثُمَّ إِذا شاءَ أَنْشَرَهُ
، « 60 » اى ، لعنت كرده شد آدمى - اى عتبهء
هامش
( 56 ) آل عمران 3 - 190 .
( 57 ) روم 30 - 20 - 25 .
( 58 ) ذاريات 51 - 21 .
( 59 ) مستقذر ، پليد .
( 60 ) عبس 80 - 17 - 22 .