است كه خوبى را ظاهر كند و زشتى را بپوشاند و پرده ندرد . پس ظاهر كردن كفران اين نعمت باشد .
و يكى از ايشان گفت : گناه مكن ، و اگر گناه كنى ديگرى را در آن ترغيب منماى ، چه آن دو گناه باشد . و براى آن حق تعالى گفت :
الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمُنْكَرِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ
، « 143 » اى ، مردان و زنان منافق بر دين يك ديگرند در نفاق ، ارتكاب منكر فرمايند و از متابعت باز دارند . و يكى از سلف گفت : مرد از برادر خود حرمتى بزرگتر از آن نشكند كه در معصيت با وى يار شود ، پس آن را بر وى آسان گرداند .
ششم آن كه كنندهء گناه عالمى باشد كه به دو اقتدا كنند . پس چون آن گناه جايى كند كه ديده شود ، آن گناه كبيره گردد ، چون عالمى كه جامهء ابريشمين پوشد ، و بر زين زرين نشيند ، و مال شبهت از پادشاهان بستاند ، و بر پادشاهان رود ، و [ تردّد ] نمايد ، و به ترك انكار بر ايشان مساعدت برزد ، و زبان را در تناول « 144 » عرضها مطلق گرداند ، و در مناظره به زبان تعدّى كند و قصد استخفاف دارد ، و از علمها به چيزى مشغول شود كه مقصود از آن جز جاه نباشد ، چون علم جدل و مناظره . چه اين گناهانى است كه عالم را در آن متابعت كنند . پس عالم بميرد و شرّ او سالهاى دراز در عالم منتشر بماند . پس خنك آن را كه چون او بميرد ، گناه او با او بميرد .
و در خبر است : من سنّ سنّة سيّئة فعليه وزرها و وزر من عمل بها لا ينقص من أوزارهم شيء ، اى ، هر كه سنّتى بد نهد بزه وى و بزه هر كه بر آن كار كند او را بود ، از بزه ايشان چيزى كم كرده نشود . و حق تعالى گفت :
وَ نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ
، « 145 » اى ، ثبت فرماييم آن چه از اعمال پيش فرستادند و آن چه پس از ايشان بر سنّت ايشان رفته شود . و « آثار » آن باشد كه به اعمال لاحق شود پس از گذشتن عمل و عامل .
و ابن عباس گفت : واى بر عالم از متابعت مردمان ، زلّتى از او در وجود آيد ، و او از آن رجوع نمايد ، و مردمان آن را از او بگيرند و به آفاق رسانند . و يكى از ايشان گفت : مثل زلّت عالم مثل شكستن كشتى است كه غرق شود و اهل خود را غرق گرداند . و در اسرائيليات است كه عالمى بود كه مردمان را به بدعت گمراه گردانيدى ، پس توبه كرد و روزگارى در اصلاح كوشيدى ، حق تعالى به پيغامبر آن زمان وحى فرستاد كه وى را بگو : اگر گناه تو ميان تو و ميان من بودى هر آينه آن را بيامرزيديمى ، و ليكن چگونه باشد كه بندگان مرا گمراه گردانيدى و من ايشان را به آتش بردم ! پس بدين روشن شود كه كار علما در خطر است .
پس بر ايشان دو وظيفت باشد : يكى گذاشتن « 146 » گناه ، و دوم پوشيدن آن . چنان كه بزه ايشان در معاصى متضاعف شود ، ثواب ايشان بر طاعت متضاعف گردد چون بديشان اقتدا كنند . و چون عالم تجمل ننمايد و ميل به دنيا بگذارد و به اندكى از آن قناعت كند و از طعام به قوتى و از جامه به
هامش
( 143 ) توبه 9 - 67 .
( 144 ) تناول ، گرفتن .
( 145 ) يس 36 - 12 .
( 146 ) گذاشتن ، ترك كردن .