ركن دوم در آن چه توبه از آن باشد ، و آن گناه است از صغيره و كبيره
( 1 ) بدان كه توبه گذاشتن گناه است . و گذاشتن چيزى ممكن نباشد مگر پس از شناختن آن . و چون توبه واجب است ، آن چه بدان نتوان رسيد مگر به واسطه آن ، نيز واجب باشد . پس معرفت گناهان واجب بود . و گناه عبارت است از كل آن چه مخالف امر خداى باشد از كردن و گذاشتن . و تفصيل آن شرح همهء تكليفات از اوّل تا آخر اقتضا كند ، و آن مقصود ما نيست ، و ليكن به مجامع و روابط اقسام آن اشارت كنيم .
بيان اقسام گناهان به نسبت صفات بنده
( 2 ) [ قسم اوّل ] بدان كه آدمى را صفتها و خويهاى بسيار است ، چنان كه شرح آن در « كتاب عجايب دل و غايلههاى آن » « 75 » شناخته شده است ، و ليكن اصلهاى آن منحصر است در چهار صفت : [ 18 ] صفت ربوبى و صفت شيطانى و صفت بهيمى و صفت سبعى . و آن بدان است كه طينت آدمى از خلطهاى مختلف سرشته شده است ، پس هر خلطى اثرى از آثار اقتضا كرده است ، چنان كه شكر و سركه و زعفران در سكنگبين اثرهاى مختلف اقتضا كند :
اوّل صفت ربوبى كه مقتضى او كبر و فخر و جبارى است ، و دوستى مدح و عزت و ثنا و توانگرى ، و دوستى هميشه بودن ، و طلب استعلا بر همگنان ، تا چنانستى كه مىخواهد كه
أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى
« 76 » گويد . و جمله گناهان كبيره از اين منشعب شود كه خلق از آن غافلند و آن را گناه نشمرند . و آن مهلكات عظيم است كه چون امهات است بزرگتر معصيتها را ، چنان كه در « ربع
هامش
( 75 ) ربع مهلكات ، كتاب اول .
( 76 ) نازعات 79 - 24 .