به درد ، و عارف به خداى - عز و جل - مشغول باشد ، به دو « 218 » التفات ننمايد .
و سرىّ گفت : هر چيزى را از زهد ممارست كردم ، و بدان برسيدم آن چه خواستم مگر زهد در مردمان ، چه من بدان نرسيدهام و طاقت آن ندارم . و فضيل گفت : بارى تعالى همهء بديها را در خانهاى كرد و دوستى دنيا كليد آن گردانيد ، و همهء نيكيها را در خانهاى كرد و زهد را در دنيا كليد آن گردانيد .
پس اين آن است كه خواستيم از حقيقت زهد و احكام آن ياد كنيم . و چون زهد تمام نشود مگر به توكل ، پس بايد كه در بيان آن شروع ننماييم . ان شاء اللّه تعالى . و اللّه اعلم بالصّواب . تمّ « كتاب الفقر و الزّهد » [ 312 ] .
هامش
( 218 ) به دنيا .