او گشاده نشده است لذت وصال و درد فراق نداند . و چون گويى كه عارف از آتش نترسد و از حجاب ترسد ، در باطن خود آن را منكر يابد و در نفس خود از اين تعجب گيرد ، و بسيار باشد كه لذت نظر را در وجه كريم خداى انكار كند ، اگر نه آنستى كه شرع او را از انكار آن بازداشته است .
پس اعتراف زبان او بدان از ضرورت تقليد باشد ، و الا باطن او بدان تصديق نكند ، زيرا كه نداند مگر لذت فرج و شكم [ و چشم ] به ديدن رنگها و رويهاى خوب ، و در جمله لذتى كه ستور با او در آن شريك است . و اما لذت عارفان ، غير ايشان نشناسند ، و شرح و تفصيل آن حرام است با كسى كه اهل نيست ، و كسى كه اهل آن است به نفس خود بداند و از شرح ديگرى بىنياز باشد .
پس خوف خائفان بدين قسمها بازگردد .
بيان فضيلت خوف و ترغيب در آن
( 1 ) بدان كه فضل خوف گاهى به تأمل و اعتبار دانسته شود ، و گاهى به آيات و اخبار [ 205 ] .
اما اعتبار طريق اعتبار آن است كه فضيلت چيزى به اندازهء تأثير او باشد در رسانيدن به لقاى بارى تعالى . چه مقصود جز سعادت نيست ، و سعادت بنده جز در لقاى مولى و نزديكى او نباشد ، پس هر چه بر آن معين باشد او را فضيلت بود ، و فضيلت او به قدر اعانت او باشد . و ظاهر شد كه به سعادت لقاى خداى در آخرت نتوان رسيد مگر به تحصيل دوستى او ، و انس گرفتن با او در دنيا ، و دوستى جز به معرفت حاصل نيايد ، و معرفت جز به دوام فكر حاصل نشود ، و انس جز به دوستى و دوام ذكر نباشد ، و مواظبت بر ذكر و فكر جز به قلع شدن دوستى دنيا از دل ميسر نگردد ، و آن قلع نشود مگر به ترك لذتها و شهوتهاى دنيا ، و ترك مشتهيات جز به قمع شهوتها امكان ندارد ، و شهوات به چيزى قمع نشود [ مگر ] به آتش خوف . پس خوف آتشى است سوزندهء شهوتها . پس اكنون فضيلت خوف به اندازهء سوختن اوست شهوتها را ، و به اندازهء بازداشتن او از معصيتها و بر انگيختن او بر طاعتها . و آن به اختلاف درجات خوف مختلف شود ، چنان كه گفته شد . و چگونه خوف را فضيلت نباشد ! و عفت و ورع و تقوى و مجاهده بدان حاصل آيد ، و آن عملهاى فاضل و ستوده است كه به حق تعالى بدان تقرب توانى كرد .
و اما به طريق اقتباس از آيات و اخبار آن است كه آن چه در فضيلت خوف آمده است از حصر بيرون است . و دليل بر فضيلت خوف آن بسنده است كه بارى تعالى براى خائفان هدى و رحمت و علم و رضوان جمع فرموده است ، و آن مجامع مقامهاى اهل بهشت است . حق تعالى گفت :
هُدىً وَ رَحْمَةٌ لِلَّذِينَ هُمْ لِرَبِّهِمْ يَرْهَبُونَ
، « 77 » اى ، راه نمودن و رحمت است كسانى را كه ايشان از
هامش
( 77 ) اعراف 7 - 154 .