و اما كسى كه اهليت اين مقام رفيع ، كه بيشتر خلق از رسيدن آن قاصرند ، ندارد در تقليد و متابعت وى را مجالى واسع باشد كه به واسطهء آن از هلاك نجات يابد . پس بايد كه در قول خداى - عز و جل - و قول پيغامبر - عليه السلام - و قول سلف صالح بنگرد . چه خداى - عز و جل - گفت :
وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعاً أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ
، « 16 » اى ، همگنان « 17 » به خداى باز گرديد اى گرويدگان ، شايد كه نجات يابيد . و اين فرمانى است على العموم . و حق تعالى گفت :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً عَسى رَبُّكُمْ أَنْ يُكَفِّرَ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ
، « 18 » اى ، اى كسانى كه بگرويدهايد باز گرديد به خداى ، بازگشتنى خالص براى خداى و خالى از شايبهها . و « نصح » اخلاص و احكام « 19 » را گويند . و حق تعالى گفت :
إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ
« 20 » اى ، بدستى كه خداى تايبان و خود را از خبايث پاك كنندگان را دوست دارد . و اين دليل است بر فضيلت توبه .
و پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - گفت : التائب حبيب اللّه ، اى ، تايب دوست خداى است . و پيغامبر - عليه السّلام - گفت : التائب من الذّنب كمن لا ذنب له ، اى ، تايب از گناه چون كسى باشد كه گناه ندارد .
و پيغامبر - عليه السلام - گفت : اللّه افرح بتوبة عبده المؤمن من رجل نزل في ارض دوّيّة مهلكة معه راحلته عليها طعامه و شرابه ، فوضع رأسه فنام نومة فاستيقظ و قد ذهبت راحلته فطلبها حتّى إذا اشتدّ عليه الحرّ و العطش أو ما شاء اللّه قال ارجع إلى مكانى الّذي كنت فيه فأنام حتّى أموت ، فوضع رأسه على ساعده ليموت فاستيقظ فإذا راحلته عنده عليها زاده و شرابه ، فاللّه اشدّ فرحا بتوبة العبد المؤمن من هذا براحلته .
مترجم مىگويد كه « فرح » در اين حديث به معنى رضاست ، چه كسى كه به چيزى شاد شود بدان راضى بود ، پس روا باشد از اين روى كه از رضا به « فرح » عبارت كنند . و ترجمهء حديث بر اين جمله باشد كه « هر آينه بارى تعالى به توبهء بندهء مؤمن خود خشنودتر است از مردى كه در زمين بيابان مهلت نزول كرد و راحلهء او با او بود و طعام و شراب او بر آن ، پس سر خود بنهاد و يك خواب بخفت ، و چون بيدار شد راحلهء او برفته بود ، او آن را بطلبيد ، تا چون گرما و تشنگى يا آن چه حق تعالى خواست بر وى سخت شد گفت به جايى كه بودم بازگردم [ ص 4 ] و بخسبم تا آن گاه كه بميرم ، پس سر خود بر ساعد نهاد تا بميرد ، پس بيدار شد راحلهء خود را با زاد و شراب نزديك خود ديد ، پس خداى - عزّ و جل - به توبهء بندهء مؤمن خود خشنودتر از اين كس باشد به راحلهء خود .
و در بعضى از روايتها آمده است : قال من [ شدّة ] فرحه إذا أراد شكر اللّه : انا ربّك و أنت عبدى ، اى ، چون خواست كه شكر خداى گزارد از شادى گفت : من پروردگار توأم و تو بندهء منى .
و حسن - رضى اللّه عنه - گفت كه چون حق تعالى توبهء آدم قبول كرد ، فريشتگان وى را تهنيت گفتند ، و جبرئيل و ميكائيل - عليهما السلام - بر وى فرود آمدند و گفتند : اى آدم ، چشم تو روشن
هامش
( 16 ) نور 24 - 31 .
( 17 ) همگنان ( ج همگن ) ، همه ، همگى .
( 18 ) تحريم 66 - 8
( 19 ) احكام ، محكم كردن ، استوارى .
( 20 ) بقره 2 - 222 .