رجاى حقيقى ستوده باشد در نفس خود ، و باعث بود او را بر مواظبت و قيام نمودن به مقتضى ايمان در تمام گردانيدن اسباب مغفرت تا وفات . و اگر تخم ايمان را آب طاعت ندهد يا دل را بر آن خويهاى بد بگذارد و در طلب لذتهاى دنيا مولع شود پس منتظر مغفرت باشد ، انتظار او حماقت و غرور بود . پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - گفت : الاحمق من اتبع نفسه هواها و تمنّى على اللّه ، اى ، احمق آن است كه نفس خود را پسر و هواى خود گرداند و بر خداى آرزو برد .
و خداى - عز و جل - فرمايد :
فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضاعُوا الصَّلاةَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَواتِ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّا إِلَّا مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَأُولئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَ لا يُظْلَمُونَ شَيْئاً
« 12 » ، اى ، پس از ايشان گروهى بد آمدند كه نماز بگذاشتند و پسروى شهوتها كردند ، پس زود باشد كه به وادى دوزخ رسند ، مگر كسى كه توبه كرد از شرك و بگرويد و فريضهها بگزارد ، پس ايشان در بهشت روند [ 183 ] و از ثواب اعمال ايشان چيزى كم كرده نشود . و گفت :
فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ وَرِثُوا الْكِتابَ يَأْخُذُونَ عَرَضَ هذَا الْأَدْنى وَ يَقُولُونَ سَيُغْفَرُ لَنا
، « 13 » اى ، پس از اين جماعت قومى بد آمدند كه كتاب از پدران خود بگرفتند ، آن چه در دنيا بيابند حلال يا حرام بگيرند و گويند كه زود باشد كه ما را بيامرزند . حق تعالى صاحب بستان را بنكوهيد چون در بستان خود رفت و گفت :
ما أَظُنُّ أَنْ تَبِيدَ هذِهِ أَبَداً وَ ما أَظُنُّ السَّاعَةَ قائِمَةً وَ لَئِنْ رُدِدْتُ إِلى رَبِّي لَأَجِدَنَّ خَيْراً مِنْها مُنْقَلَباً
، « 14 » اى ، گمان نبرم كه اين هرگز هلاك شود و گمان نبرم كه قيامت قايم گردد - فناى دنيا و قيام قيامت را انكار نمود - و اگر به پروردگار خود بازگردانيده شوم - اى ، بعث حق بود - هر آينه نعمتى يابم به از آن كه در دنيا يافتهام .
پس اكنون بندهء كوشنده در طاعتها و دور شونده از معصيتها سزاوار باشد بدانچه از فضل خداى تعالى تمام نعمت چشم دارد ، و تمام نعمت جز به در رفتن بهشت نباشد .
و اما عاصى ، چون توبه آرد و همهء تقصيرهاى خود را تدارك كند سزاوار باشد بدانچه قبول توبه اميد دارد . و اما چون پيش از توبه كاره معصيت باشد ، بدى او را اندوهگين كند و نيكى شاد گرداند و نفس خود را بنكوهد و ملامت كند و توبه آرزو برد و مشتاق آن باشد ، سزاوار آن بود كه توفيق توبه از خداى اميد دارد ، زيرا كه كراهيت معصيت و حرص او بر توبه به منزلت سببى باشد كه به توبه رساند ، و رجا پس از تأكّد سببها باشد . و براى آن حق تعالى گفت :
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ الَّذِينَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُولئِكَ يَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّهِ
، « 15 » اى ، كسانى كه بگرويدند و كسانى كه هجرت نمودند و در راه خداى مجاهده كردند ، ايشان اميد دارند رحمت خداى را - اى ، ايشان مستحق آن باشند كه اميد دارند . و بدين تخصيص وجود اميد نخواسته است ، زيرا كه غير ايشان نيز باشند كه اميد دارند ، و ليكن تخصيص استحقاق رجا خواسته است .
هامش
( 12 ) مريم 19 - 59 و 60 .
( 13 ) اعراف 7 - 169 .
( 14 ) كهف 18 - 35 و 36 .
( 15 ) بقره 2 - 218 .