اى ، هر كه دهان تلخ و بيمار دارد آب زلال را تلخ پندارد .
پس اين است شرط شادى به نعمت خداى . مثل فان لم يكن ابل فمعزى .
مترجم مىگويد كه اين مثلى معروف است در عرب . اى اگر اشتر نباشد گوسفند بزينه بايد .
پس اگر درجهء سوم ميسر نشود ، درجهء دوم بايد . اما درجهء اوّل از همهء حسابها بيرون است . و چند فرق باشد ميان كسى كه پادشاه را براى است خواهد ، و كسى كه اسب را براى پادشاه خواهد .
پس همچنين چند فرق باشد ميان كسى كه خداى را براى آن خواهد تا وى را نعمت دهد ، و كسى كه نعمتهاى خداى براى آن خواهد تا به واسطهء آن به خداى رسد .
اصل سوم عمل است به موجب شاديى كه از شناختن نعمتهاى منعم حاصل آيد . و اين عمل به دل و زبان و جوارح تعلق دارد .
اما به دل آن است كه همه خلق را نكويى خواهد .
و اما به زبان آن كه شكر خداى ظاهر گرداند ، به تحميدهايى كه بر آن دلالت كند .
و اما به جوارح كار بستن نعمتهاى خداست در طاعت او ، و پرهيزيدن از آن چه در معصيت او بدان استعانت نموده آيد ، تا به حدى كه شكر چشم و گوش آن است كه عيب هر مسلمانى كه بيند و بشنود بپوشد ، و اين در جملهء شكر نعمت اين عضوها داخل است . و شكر زبان اظهار خشنودى است از حق تعالى و او بدان مأمور است . پيغامبر - عليه السلام - مردى را گفت : كيف أصبحت ؟
گفت : بخير . پيغامبر آن سؤال را أعادت فرمود ، او همان جواب بازگفت . در بار سوم گفت :
بخير ، احمد اللّه و اشكره . پيغامبر فرمود : هذا الّذي أردته منك ، اى ، اين را مىخواستم از تو .
و سلف يك ديگر را بپرسيدندى ، و نيت ايشان استخراج شكر خداى بودى [ 104 ] تا هم شكر گوينده و هم پرسنده طاعت كرده باشند . و مقصود ايشان ريا كردن به اظهار اشتياق نبودى . و هر بندهاى كه از حالى پرسيده شود ، او يا شكر كند يا شكايت يا خاموش باشد . پس شكر طاعت است و شكايت معصيتى زشت از اهل دين . و چگونه زشت نباشد شكايت از ملك الملوكي كه بر همهء چيزها قادر است در پيش بندهاى كه هيچ چيز نتواند ! پس سزاوارتر به بنده آن است كه اگر بر بلا صبر تواند و ضعف او را به شكايت رساند ، كه شكايت به خداى بردارد ، چه مبلى « 144 » و قادر بر ازالت بلا اوست . و ذل بنده پيش مولا عز باشد ، و شكايت به غير ذل است ، و اظهار ذل پيش بنده با آن چه ذل است زشت است . حق تعالى و تقدس گفت :
إِنَّ الَّذِينَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لا يَمْلِكُونَ لَكُمْ رِزْقاً فَابْتَغُوا عِنْدَ اللَّهِ الرِّزْقَ
، « 145 » اى ، كسانى را كه مىپرستيد جز خداى شما را روزى نتوانند داد ، پس روزى از خداى خواهيد . و گفت :
إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ عِبادٌ أَمْثالُكُمْ
، « 146 » اى ، كسانى را
هامش
( 144 ) مبلى ، آزماينده ، پاك كننده ، كفايت كننده .
( 145 ) عنكبوت 29 - 17 .
( 146 ) اعراف 7 - 194 .