متروك گشته است - علمى كه در قرآن « فقه و حكمت و نور و هدايت » خوانده شده - تحرير كتاب احياء علوم الدين را بسيار مهم دانستم تا علوم دين احيا پذيرد و راههاى پيشوايان گذشته آشكار شود و روشن گردد كه انبيا و سلف صالح كدام علمها را علم نافع شمردهاند .
2 - موضوع احيا
اما آن چه مرا ( غزالى را ) بر آن داشت كه تا اين كتاب را بر چهار ربع بنا كنم دو باعث بود :
باعث اول - آن كه اين ترتيب و تقسيم چهارگانه در تسهيل تحقيق و تفهيم اين علم نيازى به برهان ندارد ، زيرا علمى كه براى آخرت به كار گرفته شود دو قسم است : يكى ، علم معامله ، دوم ، علم مكاشفه .
به علم مكاشفه آن مىخواهم كه مطلوب از آن تنها كشف معلوم باشد . و به علم معامله آن مىخواهم كه كشف معلوم با عمل همراه باشد .
و مقصود از اين كتاب علم معامله است نه علم مكاشفه زيرا در آوردن علم مكاشفه در كتب رخصت نيست .
و علم معامله نيز دو قسم است : يكى ، علم ظاهر ، و آن علم اعمال جوارح تن است ، چون « عبادات و عادات » ، دوم ، علم باطن ، و آن علم اعمال دلهاست ، چون « مهلكات و منجيات » .
باعث دوم - چون علم فقه مرتب است بر چهار باب : عبادات ، عقود ، ايقاعات ، حدود ( سياسات ) ، اين كتاب را به صورت فقه در چهار ربع تدوين كردم و بر حسب ترتيب آن مرتب گردانيدم .
3 - علم مكاشفه
با آن كه مؤلف تصريح كرده كه در آوردن علم مكاشفه در كتب رخصت نيست ، چون خودش در « كتاب علم » - نخستين كتاب از « ربع عبادات » - به اجمال از اين علم ياد كرده است ، گلچينى از آن نوشته در اينجا نقل مىشود تا تفاوت علم معامله كه شامل همهء كتاب پر حجم احيا است با اين علم كه به گفتهء غزالى نانوشتنى است ، بهتر شناخته گردد :
« پس بدان كه علم آخرت دو قسم است ، علم مكاشفه و علم معامله .
« قسم اول ، علم مكاشفه ، و آن علم باطن است ، و آن علم صديقان و مقربان است ، و عبارت است از نورى كه در دل پيدا آيد چون از صفات نكوهيده پاك شود . و بدان نور ، آدمى دريابد وجه مرتب گردانيدن آخرت و دنيا ، و معرفت پيغامبرى و پيغامبر ، و معرفت فريشتگان و ديوان ، و كيفيت دشمن داشتن ديو آدمى را ، و كيفيت ظاهر شدن فريشته بر پيغامبران ، و كيفيت رسيدن وحى بديشان ، و شناختن ملكوت آسمان و زمين ، و شناختن دل ، و دانستن فرق ميان الهام فريشته و وسوسهء ديو ، و معرفت آخرت و بهشت و دوزخ و عذاب گور و صراط و ترازو ، و معنى ملاقات با خداى ،