الحاج محمد كريمخان الكرماني ( مترجم : ابراهيمى )

22

دقائق العلاج ( فارسي )

نابهنجاريهاى بينائى كه در اثر آب يا بخار موجود در چشم پيدا مىشود نبايد بجاى يكديگر گرفته شوند . پس از اين تحقيقات پزشك بايد به يارى خداوند بمعالجه بيمار بپردازد و اگر مرضى را از هر جهت تشخيص داد بدرمان آن برسد و اگر يك بيمارى را بطور نوعى و كلى تشخيص دهد بايد از معالجات نوعى استفاده نمايد و اگر نوع بيمارى را هم تشخيص ندهد بهتر آن است كه بيمار را بخداى خودش واگذار كند . فصل هفتم رواياتى از گفتار حكماى بزرگ از جالينوس روايت شده " همين‌كه عفونتى در اندرون آدمى پيدا شد لازمست بهر نحو كه بهتر باشد به صورت قى يا تعريق و يا از راه پيشاب بيرون رانده شود و اگر از اين راهها نشود بوسيله تبريد ( خوراندن غذا و داروى سرد و يا هوا و آب سرد ) عمل كنند " و گفته است : " در تب هرچه ممكن باشد بايد تبريد به عمل آيد و نزديكترين راه را به جائى كه ماده بيمارى در آنست و آسانترين راه را براى طبيعت بايد برگزيد " اين گفته آنچه را كه ما در فصول گذشته گفتيم تأييد مىكند . عده‌اى گفته‌اند كه براى درمان تب‌ها اگر عفونت و يا ماده بد - خيم و يا ورمى نباشد غذاى مرطوبى ( سرد ) كه زود بتواند به بدن راه يابد مثل شوربا يا آش جو سودمند است . و از وصيت بهاء الدوله رازى صاحب كتاب خلاصة التجارب نقل شده " واجب بر طبيب آن است كه نخست ديندار باشد و در تشخيص بيمارى بكوشد و سپس بدرمان بيمار بپردازد . از ادله بيمارى نبض ، پيشاب و رنگ چهره است و بعد بيمارى و عوارض را از هم تميز دهد زيرا مرض اصل و عوارض فرع آن است و نخست بدرمان مرضى كه ريشه اصلى است توجه كند و سپس به مداواى