الحاج محمد كريمخان الكرماني ( مترجم : ابراهيمى )

507

دقائق العلاج ( فارسي )

و در مشاعر ادراكات باطل بدون اصلى ايجاد مىكند . و نوع اين ادراكات بسته بنوع خلط است اما همه آنها از آن روح كه تازه پيدا شده و منحرف است سر مىزند اين حركات ، برحسب نوع بخارى كه بوجود آمده متفاوتند يعنى اگر سودائى باشد ، بيمار چيزها را سياه و ترسناك مىبيند ، كم صحبت مىكند و ترسش زياد مىشود و بيشتر ساكت و آرام است . اما اگر آن بخار صفرائى باشد ، بيمار زشت و تند سخن مىگويد خشم و بىتابيش زياد مىشود ولى اگر بلغمى باشد سخنش نرم و حركاتش ملايم است و چيزها را مرطوب و سفيد مىبيند و امثال آن اگر دو يا سه خلط بهمراه هم فاسد شوند حركات بيمار برحسب آن تركيب خواهد بود و همه اين حركات از آن روح منحرف سر مىزند و تب يكى از اين حركتها است . بنابراين هرگاه خلط غليظ و فاسدى در رگها پيدا شد نطفه‌اى براى تب مىشود و خلطهاى ديگر نيز كم‌كم به آن مىپيوندند و به آن غذا مىرسانند و سبب نموّش مىشوند و حرارت بدن ، آن را براى زنده شدن آماده مىكند ، همانطور كه روح بخارى در جنين پس از چهل روز آماده براى حيات است و جنين زنده مىشود . همين‌كه خلط زنده شد چون از نهج اعتدال خارج است و روح منحرفى در آن رنگ زندگى گرفته است سرچشمه كارهاى خارج از اعتدال مىگردد همانطور كه اگر آئينه‌اى رنگين و كج باشد ، تصوير شاخص را رنگين و كج نشان مىدهد . به‌هرحال حركات آن روح هم كج است و تب را در بدن برميانگيزد و آن را به كارهائى بحسب مزاج خود وامىدارد مثلا بيمار پشتش لرز دارد ، هذيان مىگويد و مضطرب و بيقرار مىگردد و از اين قبيل كارها كه بسته باقتضاء خلط است . اينك مىگوئيم كه هرگاه جسد اين حيوان رقيق باشد ، طبيعت با او به ستيز برميخيزد و پس از يك نبرد بر آن چيره مىگردد و آن را به زودى مىكشد و كارهايش