الحاج محمد كريمخان الكرماني ( مترجم : ابراهيمى )
508
دقائق العلاج ( فارسي )
را باطل مىكند . و اگر خميرمايه اصلى را هم از بين ببرد و ريشهاش را درآورد تب قطع مىشود و برنميگردد ، اما اگر جسد ناپاك او باقى بماند و دوباره عفونتى ايجاد كند و اخلاط تازهاى به او برسند دوباره حيوان ديگرى متولد مىگردد كه غير از حيوان اولى است اما به همان نحو كار مىكند تا وقتىكه دوباره طبيعت بر او چيره گردد و جسد ناپاكش را از بدن بيرون براند تا اينكه ديگر چيزى باقى نماند كه فرزندى ديگر از او زائيده شود و اين مطلب بدان مىماند كه كسى حيوانى را بكشد و او را به حال خود بگذارد تا اينكه جسدش كرم بزند و يا اينكه مرغى را بكشد و تخم در شكم او بماند و جوجهاى ديگر از او بزايد و همينطور است اگر چيزى بكارند و برويد سپس آن را درو كنند و مقدارى از دانهها روى زمين بماند و گياهان تازهاى از آنها برويد و دوباره آن را بدروند و باز دانههاى مانده سبز شوند و يا مانند يونجه كه آن را درو مىكنند اما ريشهاش باقى است و پس از هر درو و آبيارى باز سبز مىشود . از اينها دانستيم كه وضع بيمارى برحسب نوع خلط است و آنطور كه مىگويند تب بلغمى هر روز و تب صفرائى هر دو روز يك بار و تب سودائى هر سه روز يك بار است ، يك مسئله كلى نيست و بلكه هريك از انواع خود مىتواند هرروزى و يا يك در ميان و يا دو در ميان و چهار يا پنج در ميان يا هر ده روز يا يك ماه يك بار باشد و پيدا شدن تب برحسب تولد خلط است و چهبسا كه نوبهها هم در هر خلطى متفاوت باشند . پس آنچه را كه مىتوان بدان تكيه داشت علامات ديگر است يعنى هرگاه جسد حيوان قوى التركيب باشد طبيعت هر روز يا در مدت دو و يا سه يا چهار روز و يا بيشتر نمىتواند بر آن چيره شود . بلكه آنقدر با آن مىجنگد ، تا بر آن مستولى گردد و آن را بكشد . اما اگر جسد ناپاكش در بدن باقى بماند تب برميگردد و اين بحرانى است كه خوب نيست