الحاج محمد كريمخان الكرماني ( مترجم : ابراهيمى )
504
دقائق العلاج ( فارسي )
پس فرق بين آن دو در رقت و غلظت خلط است و اگر خلطى كه در رگها پيدا شده غليظ باشد ، تب مداوم است تا آنكه طبيعت بر آن چيره شود و آن را بتحليل ببرد و به همين دليل خلط و خميره تب همراه بتحليل مىروند . و اگر خميره غليظتر باشد تب برميگردد يا تا بحرانهاى بعدى ادامه مىيابد . اگر خلط رقيق باشد طبيعت در هر نوبه بر آن چيره مىگردد و بنابراين صفرا از بلغم و بلغم از سودا زودتر بتحليل مىرود و اگر خميره هم بتحليل برود تب ديگر برنميگردد اما اگر خميره باقى بماند تب برميگردد و هرگاه كه خلط دوباره پيدا و با آن خميره آميخته شود اين خميره مانند پنيرمايه در آن عفونتى توليد مىكند و تب دوباره پيدا مىشود . تحقيق اعجابانگيز درباره پيدايش بيماريها بر اثر موجودات زنده بدانكه حكما درباره تبهاى نوبه سرگردان شدهاند « 1 » كه سبب پيدايش تب در هر نوبه در وقت معين و قطع شدن و باز برگشتن آن چيست ؟ منتهاى آنچه گفتهاند اين است كه پس از قطع تب خلط تا مدت معينى گرد مىآيد و سپس به محل عفونت مىچسبد و در نتيجه تب پيدا مىشود بعد بتحليل مىرود و اثرش تمام مىشود تا دوباره در نوبه بعدى جمع بشود . از همين روى يكى از اطباء معتقد است كه بلغم در بدن بيشتر از ساير خلطها است و زودتر و هر روز جمع مىشود و صفرا از آن كمتر است و هر دو روز يك بار گرد مىآيد و سودا از آن نيز كمتر است و سه روز يك بار جمع مىشود و اين نهايت تحقيق آنهاست . اين گفته خدشه بردار است زيرا خلط بتدريج پيدا مىشود و بتدريج در بدن نفوذ مىكند و آنطور نيست كه بيكبار پيدا بشود و بيكبار به جائى بچسبد و در اين صورت بناگهان عفونت
--> ( 1 ) اين قسمت چند سال قبل بوسيله مولاى بزرگوار مرحوم آقاى حاج ابو القاسم خان ابراهيمى ( ا ع ) نيز ترجمه شد و در مجله يغما ( بهمن 1336 ) بچاپ رسيد . مترجم