الحاج محمد كريمخان الكرماني ( مترجم : ابراهيمى )
431
دقائق العلاج ( فارسي )
كه در خون باقى مىماند مركب از هر سه نوع است كه روحانيت آن بسوى بالا مىرود ، نفسانيت آن در وسط مىماند و جسمانيت آن به طرف پائين مىرود . اگر كبد كاملا سرد شود ماده روحى و نفسى آن كم مىشود و ملحى زياد مىگردد و با مواد آبكى و روغنى كه در كبد وجود دارد در اندامها پراكنده مىشود ، اما روح و نفس در غذا وقتى از يكديگر جدا مىشوند كه درست بپزد ( منظور گوارش درست و طبيعى آن است ) و به يارى حرارت آماده براى بالا رفتن در بدن شوند و اگر حرارتى نباشد ملح خالص ظاهر مىگردد اما روح و نفس ظاهر نمىشوند بنابراين سبب بيمارى ملح است و استسقاء از ضعف حرارت كبد پديدار مىشود و از غذا بادهائى بوجود مىآيد كه اين بادها بين پرده صفاق شكم و رودهها گرد مىآيند ، اين بادها ممكن است از خوردن زياد غذاهاى توليدكننده باد بوجود آيد ، علامتش اين است كه هرگاه بر پوسته شكم بكوبند صدائى مانند طبل دارد و سببش زياد خوردن غذاهائى مانند تخممرغ نيمرو و شيرينيها بعد از عدس و نان سبوس گرفته و آشاميدن آب پس از آن است و يكى از بزرگترين علتها نوشيدن آب بر روى گوشت و زيادى تخمهها و غافل ماندن از بادشكنها است . پيش از استسقاء بيشتر ممكن است مدفوع سفت و كم شود و باد گلو زياد باشد . اگر سردى كبد زياد گردد غذا به رطوبت آبكى تبديل مىشود و اين رطوبت بين صفاق و رودهها گرد مىآيد . اين بيمارى بيشتر بر اثر خوردن بقولات سرد و نوشيدن آب زياد بخصوص سرد و پيش از صبحانه پيدا مىشود و علامتش اين است كه اگر شكم را تكان دهند مانند دوغى كه در خيك است صدا مىكند و اين نوع را استسقاء مشكى ( خيكى ) ناميده اند « 1 » در اين دو قسم پنجه پاها نيز ورم مىكند زيرا كبد به علت ناتوانى
--> ( 1 ) در قانون براى استسقاء خيكى ، شير شتر مفيد دانسته شده . مؤلف ( ا ع )