الحاج محمد كريمخان الكرماني ( مترجم : ابراهيمى )
432
دقائق العلاج ( فارسي )
نمىتواند بين طرطيرها و خون و ملح جدائى بيفكند و بنابراين نمك پائين مىرود و على اى حال بدى مزاج از چيرگى ملح پيدا مىشود و بنابراين بايد كوشش بيشتر متوجه درمان طرطير ملحى باشد ولى اكثر پزشكان قشرى از اين مطلب غافل مىمانند و بدرمانهائى دست مىزنند كه هيچگونه سودى ندارد اما درمان كافى اگر خداوند بخواهد آنست كه پزشك در آغاز دقت كند تا سبب را بيابد و اگر از اندامهاى همسايه كبد باشد بدرمان آنها بپردازد زيرا تا مؤثر دفع نشود اثر باقى مىماند پس بايد بدرمان آن اندام بپردازد اما از درمان كبد هم غافل نماند و بايد هر اندام را از راه خودش درمان كند و همينكه سبب به كلى از بين رفت اگر چندان اثرى نداشته آن اندام بهبود مىيابد و در همان حال بايد بدرمان كبد كه بيشتر متأثر گرديده بپردازد كما اينكه اگر اصل بيمارى از بدى مزاج خود كبد بوده بايد چهل سانتيگرم خربق سياه و بيست سانتىگرم تربد معدنى تصعيد شده بگيرد و از آنها دو حب درست كند و به بيمار بخوراند و اين درمان را تا پاكسازى كامل ادامه دهد پس از آن سه جزء گوگرد تصعيد شده از زاج ( شرح اين عملهاى شيميائى بعدا خواهد آمد ) و يك جزء زعفران الحديد كه با ماء الكبريت ساخته شده باشد ، چند روز پشت سر هم هر روز سه بار صبح و ظهر و شب هربار يك و نيم گرم از آن را به بيمار بخوراند ، سپس عرقآور تجويز كند و غذاهاى سبك و نيز شربت افسنتينى كه فولاد گداخته را در آن سرد كرده باشند به او بدهد براى عرقآورى معجون ديافريطقون و انتيموان معرّق مناسب است و اگر در دسترس نباشد تدبيرهائى كه در آن رطوبتى نباشد مفيد مىباشد مانند نشستن در محفظهاى گرم و غير آن و نيز ادرارآورهائى مانند جوهر الاشوس و آب تخم كشوث ، شربت ريوند ، روح الملح با عرق افسنتين ، اشوس طرطر ، انتيموان زجاجى