الحاج محمد كريمخان الكرماني ( مترجم : ابراهيمى )
430
دقائق العلاج ( فارسي )
اندامها مىرسد از طرطيرها ، خالص نشده و آنها نمىتوانند چنين غذائى را آنطور كه بايد براى جذب خود آماده كنند و بنابراين گرد مىآيد و آماس مىكند اين نوع را استسقاء گوشتى مىگويند . و علامتش وجود ورم در اندامها است ، مثل گوشت سست و شل كه هرگاه با انگشت بر آن فشار بياورند فرو مىرود اما بالا نمىآيد . اندامهاى اين بيماران مثل بدن مردهها است كه گاه شكاف برميدارد و آب زردى از آن بيرون مىآيد و نخستين اثر در پاها است زيرا سنگينى ماده بسوى آنها است سپس در چهره نمايان مىشود زيرا گوشت چهره اسفنجى ( متخلخل ) است و زودتر ماده را مىپذيرد و همينكه نفخ از سوى طحال يا كليه يا شش و يا معده آغاز شد مىفهميم كه علت از آن است و آشكار است كه قسمت ملحى طرطير بسوى پائين و باقى بساير اندامها مىگرايد و روحانيتش در گونه و پلكها و نفسانيتش در دست و ميانه بدن ظاهر مىشود پارهاى از حكما گفتهاند كه استسقاء از طرطير ملحى در وقتى پيدا مىشود كه طرطير به علت عارضهاى حل نمىشود و شايد منظور ايشان آن باشد كه عارضهاى بر سبب غالب مىگردد زيرا مواد زيادى آبكى خالص به علت روحانيتى كه دارد از مسامات بدن خارج مىشود و مواد كبريتى خالص اگر در خون بمانند از راه دانهها و جوشها خارج مىشوند و مانند مواد ملحى زائد نيستند كه در خون باقيمانده و دفعشان به طول بيانجامد و در اندامها بمانند . توجيه بهتر اين است كه هرگاه نيروى گوارشى كبد كم شود و نتواند مواد را از يكديگر جدا كند ، طرطيرها بدون آنكه از هم جدا شوند در خون باقى مىمانند و در آنجا هر سه نوع طرطير همراه مىباشند زيرا آب اگر جدا شود ، از مسامات بيرون مىرود و روغن اگر جدا شود ، سبب جوشها و دملها است اما اگر جدا نشود و با ساير طرطيرها مركب باشد چنين نخواهد بود بنابراين طرطيرى