الحاج محمد كريمخان الكرماني ( مترجم : ابراهيمى )
424
دقائق العلاج ( فارسي )
اگر ورم كبد مدتى طول بكشد بيمار گرفتار استسقاء مىگردد و چهبسا كه كبد از شدت ورم پاره مىشود و بيمار مىميرد . اگر در مدفوع پس از ورم چرك و خون ديده شود علامت آن است كه خلط كبد رسيده است ، اگر چيزى شبيه درد و خون سياه ديده شود معلوم مىشود كه گرفتگيهائى در كبد پيدا شده سببهاى آماس كبد نابسامانى اخلاط و زيادى آب و بادها است ، اگر ورم گرم در رويه كبد ( Face , superieur ) باشد هلالى و دايرهوار است و سنگينى در پشت آن حس مىگردد و بيمار در وقتىكه نفس مىكشد از درد بين ترقوه تا آخر دندهها مىنالد . اگر ورم در گودى كبد ( Face concave ) باشد ورم در پائين كبد و بيشتر از نوع اول است اما با هر دو حالت سرفه ضعيفى همراه است ، رنگ زبان ديگرگون مىشود و رنگ سراسر بدن نخست بزردى و سپس بسياهى مىگرايد ، اشتها بسيار كم مىشود و تشنگى بسيار زياد است و در اوايل قى همراه با صفرا است و بعد رنگش زنگارى مىشود تب شديد و سوزنده و بيخوابى همراه با سرخى پيشاب و سكسكه است . درمانش فصد و خونريزى از راه بينى است تا خلط زيانآور كم شود و پس از آن بايد به بيمار ماء الشعير بدهند و او را از خوردن ميوههاى
--> - تصور مترجم آن است كه در پزشكى سنتى بهنگام بروز بيمارى سرطان و پيشرفت آن در امعاء و يا بعض انواع تشمع كبد كه رودهها خونريزى پيدا مىكرده و اين خون به صورت لختههاى كوچك و بزرگ دفع مىشده ، پزشكان كه نوعا شروع يك بيمارى را از كبد تشخيص مىدادهاند لختههاى دفع شده را گوشت كبد و يا ساير قسمتهاى احشائى كه ذوب و دفع شده مىپنداشتهاند و در ساير انواع خونريزى معده و روده نيز چنين پندارى داشتهاند مترجم