الحاج محمد كريمخان الكرماني ( مترجم : ابراهيمى )
330
دقائق العلاج ( فارسي )
ادرار و رقّت آن همراه با ساير علامات صفرا است . اگر سببش بلغم باشد علامتش تب كم هميشگى ، سرفه ، درد ، تنگى نفس زياد ، رطوبت زبان ، سفيدى و غلظت ادرار است اما فرق بين ذات الريه و ذات الصدر و ذات الجنب به غير از محل درد اين است كه در ذات الريه بيمار چيز سنگينى را بر سينه خود حس مىكند و بىخوابى ندارد كه در ذات الجنب و ذات الصدر چنين نيست و نيز در ذات الريه بر خلاف ذات الجنب گونه سرخ مىشود . اگر سبب بيمارى چيرگى خون باشد درمانش فصد باسليق است و منتظر نضج نبايد بمانند ، مگر اينكه همراه با صفرا باشد كه نخست بايد صفرا را فرو بنشانند و سپس فصد كنند و مىگويند كه فصد در روز دوم و سوم و چهارم بهتر از روزهاى ديگر است و اگر در اين روزها نشد در روز پنجم و باز اگر نشد در روز هفتم بايد در طرف مقابل فصد كنند تا ماده بيمارى بآنطرف كشيده شود ، ممكن است كه باز فصد لازم باشد كه در اين حال بايد در روز نهم يا يازدهم و در طرف موافق فصد كنند . حجامت بين دو كتف هم در اوايل بيمارى و بين دو پستان در اواخر آن مفيد است و اگر بخونگيرى در اين روزها نپردازند و يا فقط يك بار انجام شده باشد بايد در روز سيزدهم يا چهاردهم و يا پانزدهم ، در طرف موافق باسليق را فصد و الا بايد حجامت كنند . اما طرف بيمارى آنجاست كه درد و يا سرخى گونه و يا احساس سنگينى باشد و اگر تفاوتى محسوس نباشد اول در طرف راست و سپس در طرف چپ فصد مىكنند . اگر ماده به طرف مغز برود و بيمار هذيان بگويد و يا بيخواب بشود و غش كند صافن موافق را فصد يا در ساق پاى همان طرف حجامت مىكنند . خونگيرى در اين نوع درمانى عمده است ، سپس بايد به مريض داروهاى لعابى منضج سينه بخورانند و خوردن اين منضج مفيد