الحاج محمد كريمخان الكرماني ( مترجم : ابراهيمى )

331

دقائق العلاج ( فارسي )

است : عناب و سپستان از هركدام پنجاه گرم ، به‌دانه ده گرم كه مىجوشانند و صاف مىكنند و پانزده گرم شيرابه تخم كدو و بيست گرم شربت بنفشه يا نيلوفر و يك قرص طباشير ( تباشير ) و مقدارى لعاب به‌دانه و لعاب تخم اسفرزه و خاكشير و عرق بيدمشك به آن مىافزايند و هر شب از اين دارو مقدارى مىخورند و نيز نوشيدن ماء الشعير با لعاب اسفرزه و روغن بادام و همچنين يك‌صد و پنجاه گرم ماء الشعير و بيست گرم شربت بنفشه و دو و نيم گرم قرص تباشير مفيد است و مسهل را در روز پنجم يا ششم و هشتم و دهم و دوازدهم و پانزدهم به بيمار مىخورانند . « 1 » بعنوان مسهل شيرخشت همراه با داروهاى سينه داده مىشود . بهترين مسهل شيرخشت همراه با ماء الشعير است . اما غذاى بيمار شورباى ماء الشعير و برنج و اسفناج و شيره بادام و كدو است و تا روز چهاردهم بيمار را از خوراكهاى حيوانى بازميدارند . براى اين نوع بيماران ماش پوست گرفته با شيره بادام مفيد است . اگر تا روز چهاردهم تب تخفيف يافت جوجه نيز خوراك مناسبى است و بايد بيمار را از نوشيدن آب سرد و خوردن ميوه‌ها تا بهبودى كامل باز بدارند و بايد بر سينه آنها مخلوطى از صندل ، گل سرخ ، كافور با گلاب ضماد كنند تا زخم نشود و به اعتقاد من چيزى بهتر از داغ كردن با ذراريح نيست تا مواد مضر را بيرون بكشد زالو انداختن بر سينه نيز مفيد است درمان ورم صفرائى نيز همينست مگر آنكه اول مسهل مىدهند و در روز پنجم يا ششم در همان طرف كه درد هست فصد مىكنند و بايد داروهاى سرد بيشتر و ماء الشعير زياد به مريض بخورانند . اگر بيمار بيخوابى داشته باشد در داروهايش تخم كاهو و بزر خشخاش اضافه مىكنند

--> ( 1 ) در شهر ما عادت پزشكان بر اين است كه روز پانزدهم مسهل و در شانزدهم و هفدهم منضج تجويز مىكنند . مؤلف اعلى الله مقامه