الحاج محمد كريمخان الكرماني ( مترجم : ابراهيمى )

235

دقائق العلاج ( فارسي )

همين دليل است كه در امراض حاد اشتها كمتر از بيماريهاى مزمن مىباشد در عين حال بيمارى حاد زودتر ببهبودى مىگرايد بنابراين از كمى غذا چندان زيان نمىبيند و كمتر تباه مىشود اما بيماريهاى مزمن ديرتر درمان مىپذيرند و بدن به غذاى بيشترى نيازمند است تا اينكه مرض پايان بيابد در آن روزها كه بيمارى در حال پيشرفت مىباشد احتياج بدن به غذا كمتر از وقتى است كه مرض رو بپايان است زيرا در روزهاى اول طبيعت بيشتر متوجه بيمارى است . چون اين مطالب را دانستى اينك مىگوئيم كه غذا دو قسم است از نظر كميّت يا زياد است يا كم و هركدام از اين دو ، نيروى غذائى بيشترى دارد يا كمتر بنابراين مجموعا چهار قسم است غذاى زياد كم نيرو بايد به كسى داده شود كه داراى اشتها و نيروى كافى است زيرا چنين كسى بايد در پى آن باشد كه باشتهايش پاسخ دهد اما چيز زيادى به بدن خود نرساند به كسانى كه برعكسند نيز بايد غذاى برعكس خورانده شود غذاى كم‌حجم و كم‌نيرو بايد به بيمارى داده شود كه اشتهايش كم است و بنيروى غذائى نياز كمترى دارد و غذاى پرحجم و پرنيرو به عكس آن است . و نيز غذاها به سبك و سنگين تقسيم مىشوند بنابراين غذاى سريع النفوذ به كسى داده مىشود كه به رسيدن فورى غذا به بدنش نيازمند است و فرصتى هم ندارد يا نيروى گوارشيش كم مىباشد و در حال نقاهت است با اينكه داراى زندگى مرفه است و يا كودك مىباشد شير و زرده تخم‌مرغ نيم‌پخته از اين دسته غذاها مىباشند . اما غذاى سنگين مخصوص كسى است كه بخواهيم او را به آن عادت بدهيم و همچنين براى كسانى مىباشد كه عادت بغذاى غليظ دارند و اهل كار سنگين و زحمت‌كشى هستند .