الحاج محمد كريمخان الكرماني ( مترجم : ابراهيمى )

232

دقائق العلاج ( فارسي )

زيرا در اين هفت روز بيمارى رو به پيشرفت است و اخلاط در حال نضجند و طبيعت مشغول بدين كار است بنابراين بايد از ايجاد خلط جديد جلو - گيرى كرد زيرا هرچه خلط تازه‌اى پديد آيد بخميره بيمارى مىرسد و آن را نيرو مىدهد و اگرنه اين بود كه ترك غذا سبب ضعف كه خود امّ الامراض و سبب تباهى بدن است نبود سفارش مىكرديم كه بيماران در اين روزها به كلى از خوردن غذا بپرهيزند اما پزشك بايد همه جهات مسئله را مورد توجه قرار دهد بنابراين بيمار را پرهيز مىدهد و از غذاى عادى او مىكاهد اما اين كم كردن نبايد به آن اندازه باشد كه سبب تباهى نيروى بدن گردد و اين هم در وقتى است كه خود بيمار اشتهاى خوردن داشته باشد و گرنه تا وقتىكه خودش ميل به غذا نداشته باشد نيازى به آن ندارد زيرا طبيعت در آن حال بكارى مهمتر از تغذيه مشغول است . همانطور كه گفتيم غذا در همان حال كه بدن را نيرو مىبخشد بيمارى را نيز تقويت مىنمايد زيرا هر بيمارى خميره‌اى دارد و هرچه خلطى بر آن افزوده شود بدان تبديل مىگردد و بر نيرويش مىافزايد و نيز ترديدى نداريم كه بدن هم به غذا نياز دارد تا اينكه جاى سوخت آن را بگيرد و اگر بيمار غذا نخورد گرسنگى قبل از بيمارى او را مىكشد . پس در عين اينكه غذا بيمارى را نيز تشديد مىكند چاره‌اى از آن نداريم بنابراين ، ما در اين ميانه سرگردان مىمانيم كه آيا بايد به بيمار غذاى عادى پيش از بيمارى را بدهيم يا غذاى تازه‌اى كه مناسب با مرض باشد ( و چنين غذائى هم بنا بقاعده كلى كه بيمارى را بايد با ضد آن درمان كنند ضد آن است ) به او بخورانيم ؟ در اين حال هم مىدانيم كه تغيير عادت خود موجب مرض تازه‌اى خواهد بود و در نتيجه بيمار به بيمارى ديگرى نيز مبتلا خواهد شد و نيرويش از