الحاج محمد كريمخان الكرماني ( مترجم : ابراهيمى )
233
دقائق العلاج ( فارسي )
دست خواهد رفت يعنى اگر چنين تجويزى بكنيم مرض ديگرى در او ايجاد كردهايم اما اگر غذاى عاديش را منتهى به اندازه كمتر و در حدود اقتضاى طبيعت به او بدهيم در سوى تقويت طبيعت گام برداشتهايم و خلط تازهاى هم در بدنش ايجاد نكردهايم تا بيمارى شدت بگيرد بنابراين بايد اين راه را برگزينيم ولى اگر ببينيم كه بدن به غذا احتياج ندارد دستور ترك آن را مىدهيم اما گاه مىبينيم كه بيمار به غذا نياز دارد و اين در حالى است كه اشتهاى او در حد طبيعى باشد ، نيروى بيمار از دست نرفته ، در عين حال بيمار عادت ثابتى هم كه اينك به علت بيمارى ديگرگون شده دارد ، و مىبينيم كه به همين دليل اشتهاى او نيز مختل شده است بايد مصلحت او را رعايت كنيم و غذاى مناسبى به او بخورانيم . در اين هنگام بايد غذاى او را برحسب دستورى كه خواهيم گفت آماده كنند . اما اگر بيمار اشتها نداشته باشد نيازى به غذا ندارد چه غذاى دوائى باشد و چه نباشد تا هنگامى كه ميل به غذا پيدا كند و در اين وقت اگر كماشتها باشد غذاى دوائى برتر از ساير غذاها است چه خود اين نوع غذا كار دوا را هم مىكند و باز نوع عادت او را هم بايد در نظر بگيريم زيرا آنها كه در رفاه هستند بغذاهاى سبكتر عادت دارند و غذاى فقرا بيشتر خشن است . بههرحال اگر غذاى عادى را نتوان داد بايد نوع غذا را در نظر بگيرند و مثلا آنها كه بنان ارزن عادت دارند اگر نان گندم بخورند مىگوئيم كه غذاى سبكترى خوردهاند ولى آنان كه به برنج و گوشت عادت دارند بايد از شورباها و حريرهها استفاده كنند و نيز بايد مريض از غذائى كه مولد موادى همجنس سبب مرض او است پرهيز داده شود و اول بايد غذاهائى كه سبب نضج يافتن خلطها است و سپس غذاهاى ضد مرض و چيزهائى كه سبب نرم