الحاج محمد كريمخان الكرماني ( مترجم : ابراهيمى )
227
دقائق العلاج ( فارسي )
مىپردازند پيش از هر كار او را از آنچه كه در تندرستيش بدان عادت داشته و حتى وجودش وابسته به آن بوده است بناگهان پرهيز مىدهند و همين كار به خودى خود بر خلاف عادت بيمار و سببى مستقل و بيمارىزا است و مثلا مىبينيم كسى كه عادة در روز يك يا دو و يا سه مرتبه غذا مىخورده اگر كمتر از عادتش بخورد ناتوانى و سستى به او دست مىدهد و حتى عوارضى مثل نزلهها غش و ضعف عارض او مىشود و اگر برعكس بيش از حد عادى بخورد گرفتار تخمه ، بدى گوارش ، باد گلو ، سنگينى معده ، درد دل ، نفخ و قرقر شكم و مانند آن مىگردد همچنين اگر در چگونگى غذاهاى كسى ديگرگونى پديد آيد بيمار مىشود و مثلا كسى كه عادة برنج مىخورد اگر فقط نان بخورد گرفتار بدى هضم و سنگينى معده و تخمه مىشود و كسانى كه به برنج و نان عادت دارند غذاهائى مثل آش و امثال آن را نمىتوانند بخورند و گرفتار لينت مزاج ، نفخ بدى هضم و تخمه مىگردند و مثل آفتاب در وسط روز مىبينيم آنها كه بغذاهاى معينى اعتياد دارند كما و كيفا نمىتوانند از عادت خود سر بپيچند ورنه بيمار مىشوند . اينك مىگوئيم در جايى كه آدم سالم از تغيير عادت بيمار مىشود چگونه مىشود بيمار را از عادت هميشگىاش آن هم بطور ناگهانى و بيكبار محروم كنيم و مثلا او را از خوردن نانى كه پنجاه سال به آن عادت داشته و رشد و نموش با آن بوده باز بداريم ؟ چنين دستورى نتيجهاى جز افزايش بر ضعف و بيمارى او ندارد چه تا به آن وقت بدن او نيازمنديهايش را از اين خوراك بدست آورده است اما اينكه مىبينيم كه گاه بيمارى به علت سرپيچى از دستور پزشك و خوردن غذائى كه قبلا هم مىخورده بيماريش سنگينتر مىشود از اين جهت است كه با ترك عادت اولى در همان چند روز عادتى ثانوى در او بوجود آمده و ترك اين عادت نيز خود موجب مرض است . اما اگر از آغاز درمان او را