محمد باقر بن عماد الدين شيرازي
172
ضياء العيون ( فارسي )
و منع خون و ريم مىنمايد و ريشها را باصلاح مىآورد و در علاج استخوان شكسته نيز به كار مىبرند طلا كردن و خوردن هر دو فايده مىدهد صدف سرد و خشك است جون بسوزانند و بشويند و پس از ان با سركه و عسل يا شراب بر جراحتهاى متعفّن خبيث و جراحت عصب نهند نافع بود خصوصا با مرّمكى و كندر و غبار آسيا و صدف سوخته از براى قروح نافع بود از چرك پاك كند و مندمل سازد و از براى سوختكى اتش فايده دهد و مثل اهك است بعد از شستن به كار يابد برد و جرب را نافع بود صنوبر پوست درخت كاج و برك ان چون بكويند و بر جراحتها كه خون از ان آيد ضماد كنند نافع بود و ساير جراحتها را مفيد باشد و اكر بر سوختكى آتش و آب كرم بپاشند منفعت رساند و وى معتدل بود در حرارت و برودت كويند كرم است در دوم و خشك است در سوم مجفف و قابض و مندمل بود حرف الطاء طين مختوم آنچه بوى شبت كند خوب است و بر زبان