محمد باقر بن عماد الدين شيرازي
123
ضياء العيون ( فارسي )
و نكاه دارند و در وقت احتياج ميل در آن فروبرده در چشم بچكانند معل ظفره و تاريكى چشم و بياض را سود دارد سنك مقناطيس زنكار اشق از هريك چهار درم زعفران دو درم عسل سه وزن بدستور بسر شد داروى سرشته ديگر نرمتر از ساير قلقند يك درم نوشادر صمغ عربى يك درم باب باديان بسرشند دارويى كه باد سبل را و سدّه بينى را زايل كند كندش يك درم مرّ مكى دو دانك حضض دانكى و نيم صير يك درم باب مرزنجوش حبها سازند مثل عدس سه روز بنفشه هر صباح يك حب را با شير زنان در روغن بنفشه حل كنند و در بينى جكانند معّل ديگر بياض را ببرد سركين برستوك عاقر قرحا انزروت زنكار كف آبكينه قليميا با عسل كف كرفته بسرشند و بعد از بيرون آمدن از حمام به كار برند داروى ديكر توتيا مغسول قليميا سرطان بحرى صدف سوخته مغفو از هركدام برابر هم مشك نيم دانك معّل بجهة خسق حدقه نافع بود و اشق دو مثقال زنكار جهار مثقال سركين سوسمار