سيد مهدي حجازي ( مترجم : حجازي و خسروشاهي )
81
درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي )
نباشى من تو را بر پشت خود دشمن مىدانستم اكنون چه كنم كه در اندرون من جاى گرفتى ؟ ! واي بر من آنگاه كه به پيامبران بنگرم كه ايستادهاند وفرشتگان كه صف بستهاند . فرداى قيامت چه كسى مرا از عدل تو مىرهاند ؟ واز ستمكشان نجات مىدهد ؟ واز شكنجه دوزخ پناه مىدهد ؟ نافرمانى كردم كسى را كه سزاوار نافرمانى نبود ، هر بار با پروردگارم عهد بستم واز نادرستى وبىوفايى شكستم . اين سخن را تكرار مىكرد ومىگريست چون از گور بيرون آمد ابن عباس خود را بدو رسانيد وأو را در آغوش كشيد وگفت : چه گوركن خوبى ! چه گوركن خوبى ! چه خوب گناهان واشتباهات را از گور درآوردى ! سپس از هم جدا شدند . 7 - زهرى گويد : امام سجاد عليه السّلام فرمود : سختترين هنگام براي آدميزاد سه وقت است : هنگامى كه ملك الموت را ببيند وهنگامى كه از گور برخيزد وزماني كه در پيشگاه الهى مىايستد كه يا بهشتى شود يا جهنّمى . سپس فرمود : اى آدميزاد ! اگر هنگام مرگ نجات يا فتى شخصيت خود را به دست آورده اى وگر نه نابود گشته اى واگر هنگامى كه ترا به خاك سپارند نجات يا فتى خود را دريافته اى وگر نه تباه گشته اى واگر هنگامى كه مردم بر سر پل صراط درگذرند نجات يا فتى تو شخصيّتى دارى وگر نه هلاك گشته اى واگر هنگامى كه مردم در پيشگاه پروردگار جهانيان به پا خيزند نجات يا فتى تو را مقامي هست وگر نه نيست ونابودى . سپس آية را تلاوت فرمود : ( از پس مرگشان عالم برزخ است تا روز رستاخيز ) ، فرمود : عالم برزخ همان عالم قبر است كه به تنگناى زندگى دچارند . به خدا سوگند كه قبر يا گلستانى است از بوستانهاى بهشتى يا گودالى است از گودالهاى آتش . سپس رو به سوى مردى از أهل مجلس كرد وبه أو فرمود : آن كه در آسمان است شخص بهشتى را از دوزخى مىشناسد تو از كدامين هستى ؟ ! وخانه ات كدام يك از اين دو خانه است ؟ ! 8 - امام رضا عليه السّلام از پدرانش روايت كند كه چون وفات امام مجتبى عليه السّلام فرا رسيد گريست . به أو گفتند : شما با اين منزلت رفيع ونسبت با پيامبر هم گريه مىكنيد ؟ با آنچه كه أو در بارهء شما فرموده است ، وبيست سفر حج پياده رفتهايد ، ومال خود حتّى نعلين را با خداوند سه مرتبه قسمت كردهايد . فرمود : براي دو خصلت گريه مىكنم : هراس ملاقاة با خدا ودورى از دوستان .