سيد مهدي حجازي ( مترجم : حجازي و خسروشاهي )
665
درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي )
دو درهم قرار بده ، درهمى را خرج خانواده كن ودرهمى را پيشكش آخرت بنما ، درهم سوم ضرر دارد ، ونفع ندارد دنبال آن نباش ، دنيا را دو كلمه قرار بده ، كلمه اى براي طلب حلال ، وكلمه اى براي آخرت ، وكلمه سوم كلمه اى است كه ضرر دارد ونفع ندارد ، دنبال آن نباش ، سپس گفت : اندوه روزى كه آن را درك نكردهام مرا كشت . 4 - نوادر راوندى : از حضرت صادق آل محمد ، از پدرش ، از جدش نقل شده كه فرمود : زمينى در مالكيت من ومردى قرار داشت ، خواست آن را تقسيم كند ، علم نجوم مىدانست ، ساعتي را نگاه كرد كه خوش بود در آن ساعت بيرون آمد ، وساعتي را نگاه كرد كه نحس بود در آن ساعت دنبال پدرم فرستاد ، وقتي زمين را تقسيم كردند ، سهم بهتر نصيب پدرم شد . ستاره شناس خيلى تعجب مىكرد ، پدرم به أو فرمود : تو را چه شده است ؟ ماجرا را به پدرم خبر داد ، پدرم به أو گفت : آيا ترا به بهتر از كارى كه كردى راهنمايى نكنم ؟ صبح كه شد صدقه اى بده ، نحوست آن روز از تو مىرود وچون شب شد صدقه اى بده نحوست آن شب از تو مىرود . 5 - عدة الداعي : امام عليه السّلام در منى [ نشسته ] بود [ وانگور مىخورد ] در اين اثنا سائلى آمد ، حضرت فرمود : خوشه اى به وى بدهند ، سائل گفت : من نيازى به آن ندارم ، اگر پول باشد ، فرمود : خدا برايت وسعت دهد وچيزى به أو نداد ، سائل ديگرى آمد وحضرت سه حبه انگور برداشت به أو داد أو گفت : سپاس از آن خدائى است كه مرا روزى داد ، حضرت فرمود : بايست ودو دستش را پر از انگور كرد وبه أو داد ، سائل ، دوباره گفت : « الحمد لله رب العالمين » حضرت فرمود : بايست [ وسپس به غلامي كه همراهش بود فرمود : ] اى غلام چه قدر پول همراه دارى ، راوي گفت : حدود بيست درهم داشتند حضرت آنها را به سائل داد . سائل گرفت وباز گفت : الحمد لله رب العالمين ، خدايا اين روزى از تست ، خدايا يگانه اى ، بىشريكى ، حضرت فرمود : بايست ، آنگاه پيراهنى را از تن درآورد وفرمود : اين را بپوش ، پوشيد وگفت : الحمد لله الذي كساني ، وسترنى ، حمد خدايى را سزاوار است كه مرا لباس داد وپوشاند ، اى بنده خدا ، خدا ترا جزاى خير بدهد ، جز اين را به حضرت دعا نكرد وسپس راه افتاد . راوي مىگويد ما گمان كرديم كه اگر سائل آن حضرت را دعا نمىكرد همچنان به أو مىبخشيد زيرا هر بار أو الحمد لله گفت ، حضرت عطايى به أو بخشيد .