سيد مهدي حجازي ( مترجم : حجازي و خسروشاهي )

473

درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي )

سه سهم داراست ، ونه آنچه صاحب سه سهم دارد به صاحب چهار سهم ونه آنچه صاحب چهار سهم دارد به صاحب پنج سهم ونه آنچه صاحب پنج سهم دارد بر صاحب شش سهم ونه بر صاحب شش سهم ، آنچه صاحب هفت سهم دارد سزاوار است تحميل شود . برايت همين الان مثلي مىزنم كه : مردى همسايه اى نصراني داشت أو را به اسلام فراخواند ، همسايه اش اسلام آورد ، اندكى به صبح مانده در خانه تازه مسلمان را زد تازه مسلمان گفت : كيستى ؟ جواب داد : من فلانى هستم ، گفت : چه مىخواهى ؟ گفت : وضو بگير ، لباسهايت را بپوش تا به نماز برويم ، أو وضو گرفت ولباس پوشيد وبا أو به راه افتاد ، تا خدا خواست نماز خواندند وسپس نماز صبح را به جاى آوردند ، وتا صبحگاهان ماندند ، تازه مسلمان خواست به خانه برود ، همسايه اش گفت : كجا مىروى ؟ روز كوتاه است ، به ظهر اندكى مانده است ، أو نشست نماز ظهر را خواند به أو گفت فاصله فيما بين ظهر وعصر اندك است وأو را نگذاشت [ به خانه يا سر كار ] برگردد . تا نماز عصر را خواند ، بلند شد تا به منزلش برگردد گفت : پايان روز نزديك واز اولش كمتر است وأو را نگاه داشت تا نماز مغرب را خواند ، خواست به منزلش برگردد گفت فقط يك نماز مانده است ، درنگ كرد تا نماز عشاء را نيز خواند سپس از هم جدا شدند فردا نزديك سحر كه شد در را زد ، پرسيد كيست ؟ گفت : من هستم ، گفت : چه كارى دارى ؟ گفت : وضو بگير ، لباس بپوش وبيا به نماز برويم . گفت : براي اين دين كسى را پيدا كن كه فراغت بيشتر از من داشته باشد ومن آدم فقيرى هستم وأهل وعيال دارم . أبا عبد الله فرمود : أو را داخل كرد در چيزى كه وى را از آن خارج كرده بود . 2 - كافى : راوي گفت : حضرت صادق عليه السّلام به من فرمود : اى عبد العزيز ايمان مانند نردبان ده درجه است پلَّه به پلَّه از آن بالا مىرود ، صاحب دو درجه ، به صاحب يك درجه نگويد : تو چيزى نيستى تا به دهمين درجه برسد [ يعنى هيچ كس كه درجه أو بالاتر از ديگرى است ، نمىتواند به صاحب درجه پايينتر از خود ، چنين چيزى را بگويد ] هر كسى را كه از تو پايينتر است [ از درجه واعتبار ] نيانداز كه صاحب درجه بالاتر ، تو را [ از درجه واعتبار ] بياندازد ، واگر كسى را ديدى كه يك درجه از تو پايينتر است أو را با مدارا بالا ببر وبه أو تحميل نكن چيزى را كه طاقت آن را ندارد كه أو را بشكنى ، زيرا هر كس مؤمني را بشكند وظيفة دارد كه أو را جبران كند .