سيد مهدي حجازي ( مترجم : حجازي و خسروشاهي )

471

درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي )

ايمان وكفر منتخبات جزء شصت وششم « 12 حديث » 1 - كافى : خادم حضرت امام صادق عليه السّلام به نام سراج گفت كه : امام عليه السّلام ، من وتعدادى از غلامان خود را ، به شهر حيره براي انجام كارى فرستاد ، ما به آنجا رفتيم ومغتنم برگشتيم ، سراج گفت كه : رختخواب من در حائر بود كه در آنجا منزل كرده بوديم من با حالي كه آمدم خودم را به رختخواب انداختم ، در اين اثنا ملاحظه كردم حضرت امام صادق عليه السّلام تشريف مىآورد وفرمود : ما آمديم ، من بلند شدم نشستم امام هم بالاى رختخواب من نشست واز نتيجة كارى سؤال كرد كه مرا دنبال آن فرستاده بود ، من پاسخ گفتم ، حضرت ، خدا را سپاسگزارى كرد ، سپس صحبت جمعى به ميان آمد من گفتم : فدايت شوم ، ما از آنها بيزارى مىكنيم زيرا بر آن عقيدة نيستند كه ما هستيم . فرمود : ايشان ما را دوست مىدارند وعقيدة ندارند به آنچه شما عقيدة داريد شما از ايشان بيزارى مىجوييد ، گفت : من عرض كردم : بلى ، فرمود : نزد ما چيزى است كه نزد شما نيست آيا ما از شما بيزارى بجوييم ؟ گفتم : نه فدايت شوم ، فرمود : نزد خدا چيزى است كه نزد ما نيست ، آيا خدا ما را از چشم خود انداخته است ؟ عرض كردم : نه فدايت شوم ، ما اين كار را نخواهيم كرد فرمود : ايشان را دوست بداريد واز ايشان بيزارى نجوييد ، به درستى كه از مسلمانان يكى ، يك سهم دارد ويكى دو سهم ويكى سه سهم ويكى چهار سهم ويكى پنج سهم ويكى شش سهم ويكى هفت سهم پس سزاوار نيست كه به صاحب يك سهم ، آنچه صاحب دو سهم داراست تحميل شود ونه بر صاحب دو سهم آنچه صاحب