سيد مهدي حجازي ( مترجم : حجازي و خسروشاهي )
407
درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي )
تاريخ امام دوازدهم عليه السّلام منتخبات جزء پنجاه وسوم « 2 حديث » 1 - فهرست نجاشي : مؤمن طاق با أبو حنيفة ، داستانهاى زيادى داشت يكى از آنها اين بود كه روزى أبو حنيفة به أو گفت : اى أبا جعفر ، به رجعت اعتقاد دارى ؟ گفت : بلى ، گفت : پانصد دينار از اين كيسه ات به من قرض بده ووقتي تو ومن برگشتيم به شما برمىگردانم . مؤمن الطاق گفت : ضامنى مىخواهم براي من ضمانت كند كه تو به صورت انسان برمىگردى ، زيرا مىترسم به صورت ميمونى بيايى ومن توان گرفتن آن قرض را پيدا نكنم . 2 - احتجاج : محمد بن يعقوب كلينى از إسحاق بن يعقوب روايت كرده كه از محمد بن عثمان عمرى رحمة الله عليه خواهش كردم نامهء مرا به امام قائم عليه السّلام برساند ودر آن سؤالاتى كه برايم مشكل شده بود نوشته بودم ، به خط آن بزرگوار توقيعى برايم رسيد : خدا ترا ارشاد فرمايد وثابت قدم نگهت بدارد اما آنچه از امر منكران من در ميان أهل بيتم وفرزندان عمويم از آن سؤال كرده اى پس بدان كه بين خدا وبين احدى قرابت نيست ، هر كس مرا منكر شود از من نيست وراه أو همان راه فرزند نوح عليه السّلام است ، اما راه عمويم جعفر وفرزندانش راه برادران يوسف است . واما فقاع خوردنش حرام است ولى شلماب عيبى ندارد واما اموالتان ، ما آن را نمىپذيريم مگر اينكه پاك بسازيد ، هر كس بخواهد بپيوندد وهر كس بخواهد جدا شود آنچه خدا به ما عطا فرموده بهتر از چيزى است كه به شما عطا كرده است واما ظهور