سيد مهدي حجازي ( مترجم : حجازي و خسروشاهي )
409
درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي )
فرج به خداى تعالى مربوط مىشود وتعيينكنندگان وقت دروغ مىگويند واما قول كساني كه گمان كردهاند حسين عليه السّلام كشته نشده كفر وتكذيب وگمراهى است ، واما آنچه بعدها حادث مىشود در بارهء آنها به راويان حديث ما رجوع كنيد ايشان حجت ما بر شما هستند ومن حجت خدا بر ايشان هستم . واما محمد بن عثمان عمرى كه خداوند خشنود باشد از أو واز پدرش ، از گذشته أو مورد اعتماد من است ونامهء أو نامهء من مىباشد واما محمد بن علي بن مهزيار اهوازى ، به اين زودى خدا دل وى را اصلاح خواهد كرد وشك وى را زايل خواهد ساخت . واما آنچه بر ايمان فرستادى آنها نزد ما پذيرفته نيست مگر آنچه پاك وپاكيزه باشد ، واجرت زن خواننده حرام است واما محمد بن شاذان بن نعيم مردى از شيعيان ما أهل بيت است ، واما أبو الخطاب محمد بن أبي زينب اجدع ملعون است وياران وى ملعون هستند ، با معتقدان ايشان نشست وبرخاست نكن زيرا من وپدرانم از ايشان بيزار هستيم . وآنان كه أموال ما را حلال دانستند وخوردند همانا آتش خوردهاند واما خمس به شيعيان ما مباح شده وتا ظهور امر ما بر ايشان حلال گشته تا ولادت ايشان پاكيزه بوده وخبيث نباشد . واما پشيمانى جمعى كه در دين خدا شك داشتند با توجه به اينكه به ما پيوستند ما با هر كس تسامح خواست مسامحه كرديم ، ونيازى نداريم به پيوستن با كساني كه در شك هستند واما علت غيبت كه واقع شده خداى تعالى مىفرمايد : * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْياءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ ) * يعنى اى كساني كه ايمان آوردهايد نپرسيد از چيزهايى كه اگر برايتان ظاهر شود شما را بد [ حال ] مىكند . موضوع اين است كه هيچ كدام از پدران من نبود جز اينكه بيعت با طاغوت زمانش را در گردن داشت ومن خروج مىكنم وحين خروج ، بيعت هيچ طاغوتى را در گردن ندارم . واما نحوه بهره ورى از من در أيام غيبتم مانند بهره مند شدن به خورشيد است زماني كه ابر آن را از ديدگان غايب سازد ، وبه درستى كه من أمان أهل زمين هستم ، چنان كه ستارگان أمان أهل آسمان هستند ، پس درهاى سؤال را ببنديد از آنچه برايتان اهميت ندارد وخود را به دانستن آنچه در باره اش كفايت شدهايد به زحمت نيفكنيد وبراي تعجيل فرج زياد دعا كنيد زيرا آن فرج شما مىباشد ، اى إسحاق بن يعقوب سلام بر تو باد وبر كسى كه از هدايت پيروى نمايد .