سيد مهدي حجازي ( مترجم : حجازي و خسروشاهي )
399
درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي )
وديدى نزديكترين مردم به فرمانروايان كساني هستند كه به ما أهل بيت دشنام مىدهند وديدى آنكه ما را دوست مىدارد ، دروغگو تلقى مىشود وشهادتش مورد پذيرش قرار نمىگيرد وديدى دروغ مورد تمايل افراد است وديدى شنيدن قرآن بر مردم سنگين شده است وشنيدن باطل به مردم سبك شده است وديدى همسايه ، از ترس زبان همسايه أو را گرامى مىدارد وديدى حدود - الهى - تعطيل وبه جاى آن به دلخواه عمل شد ، وديدى مساجد زينت گرفتند ، وديدى راستگوترين مردم نزد مردم دروغگوترين آنان شد وديدى شر وسخن چينى ، آشكار شد وديدى ظلم ، علني شد وديدى غيبت ، نمكين تلقى شد وبعضي از مردم به بعضي ديگر در اين خصوص بشارت دادند وديدى حج وجهاد ، جهت غير خدا انجام يافت ، وديدى [ فرمانروا ] به خاطر سلطنت ، مؤمن را به نفع كافر ، خوار مىكند ، وديدى خراب كردن از آباد ساختن متداولتر شد وديدى مرد از راه كم فروشى وكسر كردن گذران زندگى نمود ، وديدى ريختن خون ، سبك به نظر رسيد ، وديدى مرد به خاطر دنيا طالب رياست گشت وخود را به بد زبانى معروف كرد تا محفوظ بماند وكارها به أو نسبت داده شود ، وديدى نماز سبك شمرده شد ، وديدى مرد با اينكه مال زيادى نزدش گرد آمده از بدو مالكيت ، زكات آن را نپرداخته است وديدى مرده را از قبر در مىآورند ، اذيت مىكنند وكفن أو را مىفروشند ، وديدى هرج ومرج زياد شده ، وديدى مرد روز را به شب مىرساند وشب را به روز مىرساند در حالي كه مست است ، واهميتى نمىدهد به آنچه مردم به أو مىگويند ، وديدى با حيوانات آميزش مىكنند ، وديدى حيوانات بعضي ، بعضي ديگر را مىدرند ، وقتي ديدى مرد به نمازخانه خود مىرود وبرمىگردد در صورتي كه چيزى از لباسهايش را بر تن ندارد ، وديدى دلهاى مردم قساوت گرفته وچشمانشان خشك شده است وذكر [ خدا وآخرت ] بر ايشان سنگينى مىكند وديدى رشوه علني شده ودر اين رابطه [ رشوه گيرندگان نسبت به هم ] حسادت مىورزند ، وديدى نمازگزار به اين جهت نماز مىگذارد كه مردم أو را ببينند ، وديدى فقيه ، براي غير دين تفقه مىكند ، دنيا را ورياست را مىطلبد ، وديدى مردم با كسى هستند كه غلبه دارد ، وديدى طالب حلال مورد ايراد ومذمت قرار مىگيرد ، وطالب حرام مورد مدح وتعظيم قرار مىگيرد ، وديدى در حرمين كارى انجام مىشود كه خدا آن را دوست نمىدارد ، كسى آنها را منع نمىكند ، وديدى مرد سخن حق مىگويد ، وامر به معروف ونهى از منكر مىكند ، كسى بلند مىشود وأو را نصيحت مىكند [ كه چه مىگويى ؟ ] ومىگويد : اين به شما ربطى ندارد ، وديدى مردم بعضي به بعضي نگاه مىكنند ، وبه أهل شر اقتداء مىكنند ، وديدى مسلك خير وراه آن خالى است ، كسى از آن راه نمىرود ، وديدى مرده مورد استهزاء است ،