سيد مهدي حجازي ( مترجم : حجازي و خسروشاهي )
375
درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي )
آمده است : جبرئيل بر رسول خدا فرود آمد وگفت : اى محمد خداى عزّ وجلّ سلامت مىرساند ومىفرمايد : از أبو بكر سؤال كن آيا از من راضى است ؟ من كه از أو راضى هستم . امام جواد فرمود : من منكر فضل أبو بكر نيستم ولى صاحب اين خبر واجب است مثال خبري را بگيرد كه رسول خدا در حجة الوداع فرمود : « دروغ گويان نسبت به من زياد شدهاند ، وزياد هم خواهند شد ، هر كس بر من به عمد دروغ ببندد جايگاه خود را در آتش آماده سازد ، وقتي حديث به شما رسيد آن را به كتاب خدا وسنت من عرضه كنيد ، آنچه با كتاب خدا وسنت من موافق بود آن را اخذ كنيد وآنچه با كتاب خدا وسنت من موافق نبود آن را اخذ نكنيد » واين خبر با كتاب خدا موافق نمىباشد خدا مىفرمايد : * ( وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإِنْسانَ وَنَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِه نَفْسُه وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْه مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ ) * يعنى ما انسان را آفريديم ، ومىدانيم آنچه را كه نفسش بر وى وسوسه مىكند ، وما از رگ گردن به وى نزديكتر هستيم . [ بنا بر آن خبر ] رضاى أبو بكر از خشم وى ، بر خداى عزّ وجلّ پوشيده مانده واز آنچه در درون وى پوشيده مانده سؤال كرده است ، اين در عقلها از محالات مىباشد . سپس يحيى بن أكثم پرسيد : روايت شده كه مثل أبو بكر وعمر در روى زمين ، مانند جبرئيل وميكائيل در آسمانها است ، حضرت جواد فرمود : واين خبر نيز بايد در باره اش تأمل شود زيرا جبرئيل وميكائيل ، دو ملك مقرب خدا هستند وهرگز به خداى عزّ وجلّ گناهى نكردهاند ولحظه اى از طاعت خدا جدا نگشتهاند وحال آنكه آن دو براي خداى عزّ وجلّ شريك قرار دادهاند گرچه بعد از شرك ، اسلام آوردهاند ، وأكثر عمر ايشان در شرك به خدا سپرى شده است پس محال است [ كه ] آن دو را تشبيه به آن دو [ ملك مقرب ] نمايد . يحيى بن أكثم گفت : روايت شده كه آن دو ، سروران پيران بهشتند در اين باره چه مىفرمائيد ؟ حضرت فرمود : اين خبر نيز محال است زيرا أهل بهشت همه جوان هستند در بين ايشان پيرى وجود ندارد ، بنى أمية اين خبر را به ضديت با خبري وضع كردهاند كه حضرت رسول صلَّى الله عليه وآله فرمودهاند : حسن وحسين سروران جوانان بهشت هستند . يحيى بن أكثم گفت : روايت شده كه عمر بن خطاب چراغ أهل بهشت است حضرت فرمود : اين نيز محال است . زيرا فرشتگان مقرب خدا ، آدم ومحمد وهمه پيامبران ورسولان در بهشتند اما بهشت از نور ايشان درخشان نمىشود تا از نور عمر بدرخشد . يحيى گفت : روايت شده كه سكينه با زبان عمر سخن مىگويد ، حضرت فرمود : منكر فضايل عمر نيستم ولى أبا بكر از أو برتر است أو در بالاى منبر گفت : شيطانى است كه مرا مىپوشاند ، بنا بر اين وقتي كج