سيد مهدي حجازي ( مترجم : حجازي و خسروشاهي )

377

درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي )

شدم ياريم كنيد . يحيى گفت : روايت شده كه حضرت رسول أكرم صلَّى الله عليه وآله فرمود : اگر من مبعوث نمىشدم عمر مبعوث مىشد . حضرت جواد عليه السّلام فرمود : كتاب خدا راستگوتر از اين حديث است خدا در قرآن مىفرمايد : * ( وَإِذْ أَخَذْنا مِنَ النَّبِيِّينَ مِيثاقَهُمْ وَمِنْكَ وَمِنْ نُوحٍ ) * يعنى وزماني را به ياد آورد كه خدا از پيامبران واز تو واز نوح پيمان گرفت پس خدا - كه - از پيامبران ميثاق وپيمان گرفته چگونه ممكن است پيمان خود را عوض كند ؟ و - نيز - پيامبران لحظه اى براي خدا شريك قرار نداده‌اند ، چگونه خدا به پيامبرى مبعوث مىكند كسى را كه أكثر روزگارش را به خدا شرك ورزيده است ؟ و - نيز - رسول خدا فرمود : من نبوت يافتم در حالي كه آدم بين روح وجسد قرار داشت . يحيى بن أكثم گفت : وروايت شده كه پيامبر فرمود : وحى از من قطع نشد مگر اينكه گمان كردم به آل خطَّاب فرود آمده است ، حضرت فرمود : واين نيز محال است زيرا كه جايز نيست پيامبر در پيامبرى خود شك وترديد كند خدا مىفرمايد : * ( الله يَصْطَفِي مِنَ الْمَلائِكَةِ رُسُلًا وَمِنَ النَّاسِ ) * يعنى خدا از فرشتگان وانسانها پيامبرى را برمىگزيند ، چگونه ممكن است پيامبرى ، منتقل شود از كسى كه به پيامبرى برگزيده شده به كسى كه به خدا شرك ورزيده است . يحيى بن أكثم گفت : روايت شده كه پيامبر فرمود : اگر عذاب نازل شود كسى جز عمر از آن نجات نمىيابد ؟ حضرت فرمود : واين نيز محال است زيرا كه خداى تعالى مىفرمايد : * ( وَما كانَ الله لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فِيهِمْ وَما كانَ الله مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ يَسْتَغْفِرُونَ ) * يعنى خدا ايشان را عذاب نمىكند در حالي كه تو در بين ايشان هستى ، وخدا ايشان را عذاب نخواهد كرد در حالي كه از گناهان خود طلب مغفرت مىكنند ، پس خدا خبر داده است كه : احدى را ما دام كه پيامبر با مردم است وما دام كه از خدا طلب مغفرت مىكنند عذاب نمىكند . 4 - عيون أخبار الرضا : بزنطى گفت : نامه حضرت رضا عليه السّلام را به حضرت جواد خواندم [ مرقوم فرموده بود ] اى أبا جعفر به من چنين رسيده كه وقتي سوار مىشوى [ كه بيرون بروى ] خادمان ، تو را از در كوچك بيرون مىآورند واين عمل ايشان ناشى از بخلى است كه دارند ونمىخواهند احدى از تو مالي را دريافت كند . به حقي كه بر تو دارم از تو مىخواهم ورود وخروجت جز از در بزرگ نباشد ووقتي بيرون مىآيى طلا ونقره همراهت باشد ، ونيز كسى از تو چيزى نخواهد مگر اينكه به أو عطا كنى ، اگر بخواهى به عموهايت نيكى كنى كمتر از پنجاه دينار نده ودر پرداخت بيشتر از آن ، اختيار با خودت مىباشد واگر يكى از عمّه هايت از تو چيزى خواست كمتر از بيست وپنج دينار به وى عطا نكن وپرداخت بيشتر به اختيار خودت مىباشد ، من مىخواهم خدا مرتبه تو را بالا ببرد ، پس انفاق كن واز صاحب عرش از تنگ دستى واهمه نداشته باش .