سيد مهدي حجازي ( مترجم : حجازي و خسروشاهي )

295

درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي )

أحوال أصحاب منتخبات جزء چهل ودوم « 4 حديث » 1 - مناقب : سلمان با صداى بلند گفت : كردى ونكردى وحق از بين بردى كار را به دست اهلش بدهيد ، سپس دستش را به أبى الصمصام زد وأو را به سوى منزل علي بن أبي طالب برد . 2 - عمار بن ياسر گفت : كه أمير مؤمنان عليه السّلام در محل قضاوت نشسته بود كه مردى به نام صفوان الاكحل بلند شد وگفت : من يكى از شيعيان شما هستم وگناهانى دارم كه مىخواهم از اين آلودگيها پاكم سازى ، تا وقتي از دنيا به سراى آخرت مىروم گناهى نداشته باشم . حضرت فرمود : گناه تو چيست ؟ عرض كرد : من با بچه‌ها لواط مىكردم ، حضرت فرمود : كداميك را دوست مىدارى ؟ زدن با ذو الفقار يا واژگون كردن ديوار بر رويت ، يا سوزاندن به آتش شرر بار ؟ چون اينها جزاى كسى است كه مرتكب اين معصيت شود . عرض كرد : مولاي من ، مرا به آتش بسوزان تا از آتش دوزخ نجات يابم . حضرت به عمار فرمود : هزار بسته نى آماده كن تا أو را فردا صبح بسوزانيم وبه آن مرد فرمود : بلند شو [ برو ] وبه آنچه لازم است وصيت كن ، مىگويد : آن مرد رفت وبه آنچه لازم بود وصيت كرد وأموال خود را بين فرزندانش تقسيم نمود وحق هر كسى را به صاحب آن عطا كرد . سپس برگشت وشب را در خانهء أمير مؤمنان عليه السّلام ، در خانه نوح قسمت شرقي مسجد كوفه به سر برد . وقتي أمير مؤمنان نماز صبح را برگزار كرد فرمود : اى عمار ، در كوفه جار بزن كه ، بيرون بياييد وحكم أمير مؤمنان را نگاه كنيد ، گروهى از