سيد مهدي حجازي ( مترجم : حجازي و خسروشاهي )
193
درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي )
14 - ثابت بن أبي صفيه گويد : امام سجاد عليه السّلام به عبيد الله بن عباس بن علي بن أبي طالب نگريست وگريست سپس فرمود : بر رسول خدا صلَّى الله عليه وآله روزى شديدتر از روز أحد نبود ، در آن روز عمويش حمزة بن عبد المطلب شير خدا ورسولش به شهادت رسيد وبعد از آن روز ، روز موته بود كه پسر عمويش جعفر بن أبي طالب در آن روز شهيد شد سپس فرمود : وهيچ روزى همچون روز حسين نبود كه سى هزار نفر كه گمان مىكردند از اين امّتند گرداگرد أو را گرفتند ، هر كدام با خون أو به خداى عزّ وجلّ تقرّب مىجست وبه خدا آنان را نصيحت مىكرد اما پند نمىگرفتند تا اينكه أو را از روى ظلم وستم ودشمنى كشتند . سپس فرمود : خداى عباس را رحمت كند كه ايثار وفداكارى نمود تا آنجا كه هر دو دستش بريده شد ، خداى تعالى به عوض آنها دو بال به أو عطا نمود كه با فرشتگان در بهشت پرواز مىكند چنانچه با جعفر بن أبي طالب نيز چنين كرده بود وعباس را نزد خداى تبارك وتعالى درجه ومنزلتي است كه تمام شهيدان روز قيامت به آن غبطه مىخورند . 15 - أبو أمامه گويد : رسول خدا صلَّى الله عليه وآله فرمود : خوشا به حال آن كس كه مرا ديد وبه من ايمان آورد وخوشا به حال آن كس وخوشا به حال آن كس ، تا هفت بار فرمود : خوشا به حال آن كس كه مرا نديد وبه من گرويد . 16 - اوزاعى گويد : . . . با رسول خدا صلَّى الله عليه وآله صبحانه مىخورديم وأبو عبيدة بن جراح هم با ما بود . گفتيم : اى رسول خدا صلَّى الله عليه وآله آيا كسى از ما بهتر هست ؟ با تو اسلام آورديم وهمراه تو جهاد كرديم فرمود : بله ، گروهى از امّت من كه پس از من مىآيند وبه من ايمان مىآورند . 17 - امام صادق عليه السّلام فرمود : سلمان ( ره ) گفته است : از شش چيز در شگفتم ، سه تاى آنها مرا مىخنداند وسه تاى ديگر مرا مىگرياند . اما آن سه كه مرا مىگرياند : جدايى از دوستان يعنى محمد صلَّى الله عليه وآله ويارانش وهراس از روز آخرت وحضور در پيشگاه خداى عزّ وجلّ واما آن سه كه مرا مىخنداند ، كسى است كه دنيا را مىطلبد وحال آنكه مرگ در طلب اوست وغافلى كه از أو غفلت نمىشود وآنكه با تمامى وجود مىخندد ولى نمىداند خداوند از أو راضى است يا ناراضى . 18 - رسول خدا صلَّى الله عليه وآله فرمود : زماني براي مردم فرا رسد كه صورتهاشان به شكل