سيد مهدي حجازي ( مترجم : حجازي و خسروشاهي )

191

درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي )

مىنمود . شب وروزى كه سهم عايشه بود ، رسول خدا صلَّى الله عليه وآله با علي بن أبي طالب عليه السّلام در خلوت گفتگو وحركت مىكردند وگفتگويش طولانى شد واين بر عايشه گران آمد وگفت : مىخواهم نزد على بروم وبه أو برسانم وگفت : با زبانم به أو مىرسانم كه چرا رسول خدا صلَّى الله عليه وآله را از من باز داشته ، امّا من أو را برحذر داشتم ولى شترش را با آخرين سرعت حركت داد سپس نزد من برگشت در حالي كه گريه مىكرد . گفتم : تو را چه مىشود ؟ گفت : نزد پيامبر صلَّى الله عليه وآله رفتم وگفتم : اى پسر أبى طالب پيوسته رسول خدا صلَّى الله عليه وآله را از من باز مىدارى . رسول خدا صلَّى الله عليه وآله فرمود : بين من وعلى جدايى نينداز ، أو از هيچ كس نمىترسد ، وسوگند به آن كس كه جانم به دست اوست هيچ مؤمني أو را دشمن نمىدارد وهيچ كافرى أو را دوست نمىدارد . همانا پس از من حق با على است هر جا برود با اوست واز هم جدا نمىشوند تا كنار حوض بر من وارد شوند . أم سلمة گويد : به أو گفتم : من تو را از اين كار نهى كردم اما قبول نكردى تا چنين شد . 12 - در حاشيهء بحار آمده . . . به معاوية خبر رسيد كه در بصره مردى است كه شبيه رسول خدا صلَّى الله عليه وآله است پس به كارگزار خود ، عبد الله بن عامر بن كريز نوشت كه أو را به سويش گسيل دارد . أو هم به سرعت روانه اش كرد وقتي بر معاوية وارد شد معاوية از تختش پايين آمد وبه سويش رفت وبين دو چشمش را بوسيد و [ منطقه ] مرغاب را به أو بخشيد . [ پايان سخن بغدادي ] . من مىگويم : اين كار را كرد ، در حالي كه حسن بن علي عليه السّلام را مىكشد كه شبيه پيامبر صلَّى الله عليه وآله وريحانهء أو وسرور جوانان أهل بهشت است وبا پدرش جنگ مىكند كه برادر رسول خدا صلَّى الله عليه وآله وهمسر بتول وپدر دو نوهء اوست ، كسى است كه خداوند ورسولش را دوست مىدارد وخدا ورسولش هم أو را دوست مىدارند . خداوند خدعه ومكر ونيرنگ را لعنت كند . 13 - امام صادق عليه السّلام فرمود : زن عثمان بن مظعون نزد پيامبر صلَّى الله عليه وآله آمد وگفت : اى رسول خدا صلَّى الله عليه وآله ! عثمان ، روزها روزه مىگيرد وشبها به نماز مىايستد . پس رسول خدا غضبناك در حالي كه كفش را به زمين مىكشيد به سوى عثمان آمد وديد كه نماز مىخواند . عثمان وقتي پيامبر صلَّى الله عليه وآله را ديد ، دست برداشت . پيامبر به عثمان فرمود : خداوند مرا براي رهبانيت وگوشه گيرى نفرستاده . بلكه مرا به دين حنيف سهل وآسان مبعوث نموده . من روزه مىگيرم ونماز مىخوانم وبا همسرانم هستم پس هر كس فطرت مرا دوست دارد بايد از سنّت من پيروى كند واز سنت من نكاح وازدواج است .