رضا مختاري / محسن صادقي
مقدمه 45
رؤيت هلال ( فارسي )
واستتار وعدم رؤيت أو » - ودر لسان فقها « توارى وخفاى خانههاى شهر » « 1 » - وشنيدن اذان نشانهء حدّ ترخص دانسته شده است : - إذا رأيت أبيات مكّة فاقطع التلبية . - الرجل يريد السفر ، متى يقصّر ؟ قال : « إذا توارى من البيوت » . - إذا سمع الأذان أتمّ المسافر « 2 » . به اتفاق فقها ، رؤيت خانههاى مكّه براي متمتّع ، رؤيت خانههاى شهر وشنيدن اذان شهر براي مسافر ، همه طريق است وهيچ كدام موضوعيت ندارد . يعنى طريق است براي نقطهء مشخّصى . ( مثلا يك كيلومترى شهر مكّه ، براي متمتّع ، ويك كيلومترى شهري كه مسافر به آن وارد يا از آن خارج مىشود ) آن نقطه مشخص ، نقطهاى است كه خانهها قابل ديدن واذان قابل شنيدن باشد يعنى نقطهء رؤيتپذيرى خانهها ، ونقطهء امكان شنيدن اذان . بنابراين ، ذو الطريق در اين مورد « قابلية الرؤية » و « قابلية السماع » يا امكان رؤيت وسماع ، يا رؤيتپذيرى است . همين طور در رؤيت هلال ، در ادلّه « إذا رأيت الهلال فصم » مانند « إذا رأيت أبيات مكّة فاقطع التلبية » است وقطعا رؤيت در اين أدله طريقيت دارد نه موضوعيت . همان طور كه در دليل رؤيت خانههاى مكّه وشهر ، ذو الطريق « قابلية الرؤية » است ، در رؤيت هلال هم ذو الطريق « قابلية الرؤية » است . يعنى همان طور كه متمتّع ومسافر در مسير خود به نقطهاى مىرسند كه خانههاى مكة وشهر قابل رؤيتند وآن نقطه جاى وجوب قطع تلبيه واتمام نماز است ، قمر هم در مدار خود پس از قران به جايى مىرسد كه قابل رؤيت است وآن هنگام نشانهء شروع ماه قمري است . چنان كه از اين نقطه در بحث نماز مسافر تعبير مىكنيم به حدّ ترخّص ، در رؤيت هلال هم اين هنگام را شروع ماه قمري مىدانيم واين وقت را « رؤيتپذيرى » مىنامند كه با « رؤيت » فرق بسيار دارد . وبينهما بون بعيد . با اين بيان ، هم طريقيت رؤيت محفوظ مانده ، وهم آن همه تأكيد بر رؤيت ناديده گرفته نشده است . توضيح اين كه : ذو الطريق ما « هلال قابل رؤيت » است وحمل رؤيت بر طريقيت پيش از الغاى موضوعيت رؤيت ، موجب چيز ديگرى نمىشود . يعنى پس از قران هنگامى كه ماه در مدار خود به حدّى برسد كه با وجود ساير شرايط ، رؤيت هلال
--> ( 1 ) . رك : البدر الزاهر ، ص 235 - 237 ؛ الصلاة از آية الله حائري ، ص 621 - 622 . ( 2 ) . رك : رؤيت هلال ، ج 1 ، ص 97 - 98 ، مقدّمه .