الشيخ محمد حسن المظفر ( مترجم : سپهري )

4

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي )

استوار است . لذا مراد از اصول دين نيز امورى است كه دين مبتنى بر آنها است . قطعا ، شهادتين در اسلام چنين هستند ؛ زيرا انسان بدون گفتن آنها ، مسلمان نمىشود . مطابق با آيات و روايات ، امامت نيز چنين حالتى دارد . كه در اينجا نمونه هايى ذكر مىگردد : از قرآن ، آيهء كريمهء : * ( « أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ » ) * ( 1 ) كه به صورت استفهام بيان شده ، استفهام حقيقى نيست ؛ زيرا استفهام حقيقى مستلزم جهل پرسش كننده است . از اين رو بايد آن را ، استفهام انكارى و يا توبيخى دانست . و انكار و توبيخ جز در مورد كارى كه حتما تحقق پيدا كرده ، معنى ندارد . پس معلوم مىشود كه بازگشت آنان به حالت قبل از اسلام ، تحقق مىيابد . به همين جهت در آيه از لفظ ماضى ( انقلبتم ) استفاده شده تا تحقق حتمى آن را گوشزد كند . پيداست كه صحابه بعد از رحلت نبى اكرم ( ص ) از شهادتين دست برنداشتند . پس بايد مسئله بر سر امر ديگرى باشد كه آن ، چيزى جز انكار امامت امير المؤمنين على ( ع ) نبود . زيرا بنا بر اجماع ، هيچ كار ديگرى صورت نگرفته كه بتوان آن را بازگشت همگانى به حالت قبل از اسلام شمرد . بنابر اين اگر انكار امامت على ( ع ) به منزلهء ترك دين به شمار مىآيد ، قطعا امامت بايد اصلى از اصول دين باشد . البته اين نكته با نزول اين آيه در جنگ احد از آن جهت كه تعدادى از مسلمانان تصميم به ارتداد گرفته بودند ، منافاتى ندارد . زيرا آنچه سبب نزول اين آيه در جنگ احد شده ، نمىتواند صراحت آيهء شريفه در مورد وقوع بازگشت آنان به حالت قبل از اسلام را مانع شود ؛ چرا كه در جنگ احد ، مردم گمان كردند كه رسول خدا ( ص ) كشته شده است ، در صورتى كه آيه ، علاوه بر كشته شدن ، مرگ را نيز ذكر مىكند . بنا به روايت ابن عباس ( 2 ) على ( ع ) نيز از آيه مذكور چنين معنايى را برداشت كرده است : على ( ع ) در دوران حيات رسول اكرم ( ص ) مىفرمود : خداوند متعال فرموده : أفإن مات أو قتل إنقلبتم على أعقابكم ؛ به خدا سوگند ما به گذشتهء خود برنمىگرديم ؛ چرا كه خدا ما را هدايت فرمود . به خدا سوگند اگر پيامبر بميرد يا كشته شود تا زنده‌ام براى آنچه او جنگيد ، خواهم جنگيد . به خدا سوگند من ، برادر ، ولى ، پسر عمو و وارث علم او هستم . چه كسى از من به جانشينى سزاوارتر است ؟

--> ( 1 ) . آل عمران / 144 . ( 2 ) مستدرك ، ج 3 ( كتاب معرفة الصحابة ) ، ص 126 .