الشيخ محمد حسن المظفر ( مترجم : سپهري )
69
دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي )
على ( ع ) را ديد و به او گفت : مبارك باد بر تو اى پسر ابو طالب ! مولاى من و مولاى تمام مؤمنان شدى . ابن عباس و براء بن عازب و محمّد بن على نيز همين وجه را در نزول آيه نقل كردهاند . رازى مىافزايد : بايد بدانى كه اين روايات اگر چه فراوان است امّا با اين حال ، بهتر است كه بگوييم : مراد آن است كه پيامبر را از مكر يهود و نصارا ايمن گرداند و بدين سبب ، به او دستور مىدهد كه بدون اعتنا به آنان دين خود را تبليغ كند . علَّت چنين توجيهى نيز آن است كه آيات پيشين و پسين اين آيه در مورد يهود و نصارا صحبت مىكند و نمىشود اين آيه را در ميان آن آيات به شكلى تفسير كرد كه با آنها منافات و بيگانگى داشته باشد . اشكال اين سخن پيداست ؛ زيرا گذشته از آنكه اجتهاد در مقابل نصّ به شمار مىرود كه قابل قبول نيست ، عيب ديگرى نيز دارد و آن اينكه سورهء مائده همانطور كه حاكم در مستدرك و ديگران نيز نقل كردهاند آخرين سوره اى است كه نازل شد و زمان نزولش نيز حجة الوداع بوده است . روشن است كه در آن هنگام ، يهود و نصارا ، عظمت و شوكتى نداشتند كه مايهء هراس رسول خدا ( ص ) از تبليغ دين گردد . پس آنچه در اين مقام ، مناسبت دارد اين است كه بگوييم : رسول خدا ( ص ) از منافقان قوم خود ، مىهراسيد و روشن است كه ترس او از منافقان قوم خود ، در مورد چيزى جز انتخاب على ( ع ) به امامت نبود ؛ زيرا از دشمنى و حسادت آنان نسبت به على آگاه بود . در روايات ما آمده است كه جبرئيل در حجة الوداع نازل شد و از پيامبر خواست تا على ( ع ) را به جانشينى خويش منصوب كند . پيامبر ( ص ) از بيم آن مردم دروغگو نتوانست اين كار را انجام دهد و به جبرئيل گفت : اين قوم مرا به نبوّت نپذيرفتند مگر بعد از آنكه با آنان به جهاد پرداختم . چطور مىشود حال با يك كلمه به امامت على ( ع ) تن دردهند ؟ پيامبر تصميم گرفت در مدينه على را به جانشينى خويش معرفى كند . امّا هنگامى كه به غدير خم رسيد اين آيه نازل شد : * ( « يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَه وَالله يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ » . ) *