الشيخ محمد حسن المظفر ( مترجم : سپهري )
68
دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي )
فضايل او را بيان نمود و ولايت و نصرت و محبّت او را همچون خودش واجب شمرد تا عربها او را به سرورى خويش برگزينند و فضل و كمال او را بشناسند . هر فرد با انصافى بايد انصاف دهد كه اگر رسول خدا ( ص ) در روز غدير خم ، على ( ع ) را صراحتا به جانشينى برمىگزيد آيا ممكن بود كه عربها با وجود خشونت و كفرى كه پس از پيامبر داشتند از ميان خود ، پيامبرانى چون مسيلمه كذاب و سجاح و طليحه ، تراشيدند در برابر خلافت ابو بكر سكوت اختيار نمايند و در تأييد على لب از لب برندارند ، با اينكه پيامبر ( ص ) در حضور همهء ايشان صراحتا على را به ولايت و خلافت نصب كرده بود ؟ هر انسان عاقل و انديشمندى اگر انصاف دهد خواهد دانست كه نصى در اين مورد وجود ندارد . من مىگويم : علَّامه در اينجا ، كلمهء مفسران را نيز به كار نبرده است ، تا چه رسد به اينكه ادعاى اجماع ميان آنان كرده باشد . بلكه فقط روايت عموم را در مورد نزول آيه در فضيلت على ( ع ) نقل نموده است كه اين نيز درست است ؛ زيرا بسيارى از آنان اين روايت را نقل كردهاند . سيوطى در الدر المنثور در تفسير اين آيه از ابن ابى حاتم و ابن مردويه و ابن عساكر با اسانيدشان نقل مىكند كه اين سه از ابو سعيد روايت كردهاند : « اين آيه در روز غدير خم در مورد على ( ع ) نازل شد . » همچنين از ابن مردويه با اسنادش نقل مىكند كه ابن مسعود گفت : « ما در زمان رسول خدا ( ص ) چنين مىخوانديم : اى رسول ! آنچه بر تو نازل شد در مورد اينكه على مولاى مؤمنان است ، بيان كن ، اگر چنين نكنى رسالت او را نرسانده اى و خدا تو را از مردم حفظ مىنمايد . » واحدى در اسباب النزول از ابو سعيد نقل مىكند كه گفت : « اين آيه ، روز غدير خم در مورد على ( ع ) نازل شد » . علَّامه نيز در منهاج الكرامه از ابو نعيم مشابه اين حديث را نقل مىكند و شبيه به حديثى را كه در اينجا آورده است از ثعلبى نقل مىكند . رازى نيز در يكى از وجوه نزول اين آيه مىگويد : هنگامى كه آيه نازل شد ، پيامبر ( ص ) دست على ( ع ) را گرفت و فرمود : هر كس كه من مولاى او هستم على نيز مولاى اوست . خدايا ! هر كس او را دوست مىدارد دوست بدار و هر كس او را دشمن مىدارد دشمن بدار . در اين هنگام عمر ،