الشيخ محمد حسن المظفر ( مترجم : سپهري )
64
دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي )
اوّل اينكه : دو احتمال ديگر ، بعيد است ؛ زيرا پذيرفتن احتمال نخست ، مستلزم اين است كه آن را تأكيد براى جملهء پيشين بگيريم و اين ، بر خلاف اصل است ؛ زيرا گفتن كلمهء نماز ما را از بيان اينكه ايشان در نماز ، ركوع مىكنند بىنياز مىسازد ، چه اينكه از كلمهء نماز ، ركوع نيز فهميده مىشود . همانطور كه از لفظ ركوع ، معناى مشهورش كه همان خضوع و فروتنى است به ذهن مىرسد ، و بدين ترتيب احتمال دوّم هم باطل مىگردد . دوّم اينكه : رواياتى كه در مورد شأن نزول اين آيه است ، صراحتا نشان مىدهند كه كلمهء « و هم راكعون » در آيهء مذكور ، حال است و مراد از ركوع ، همان ركوع معروف است . از جمله حديث بلندى كه سيوطى در كتاب الدر المنثور از ابن مردويه نقل مىكند . در آخر حديث آمده است : رسول خدا ( ص ) بيرون آمد و [ به آن شخص ] گفت : آيا كسى به تو چيزى داد ؟ پاسخ داد : بلى . فرمود : چه كسى ؟ عرض كرد : آن مرد كه ايستاده است . پرسيد : وقتى آن چيز را به تو داد در چه حالتى قرار داشت ؟ گفت : در حالت ركوع بود . پيامبر در اين لحظه تكبير گفت و فرمود : هر كس خدا و رسول او و كسانى را كه ايمان آوردهاند به ولايت برگزيند ، حزب اللاه ست كه چيره مىگردد . مانند اين حديث در اسباب النزول واحدى وارد شده است . حديث ديگر در الدر المنثور سيوطى و المتفق خطيب است كه از ابن عباس نقل شده است : على ، انگشترى خويش را در حال ركوع صدقه داد . پيامبر از آن مسكين پرسيد : چه كسى اين انگشترى را به تو داد ؟ گفت : آن مردى كه در ركوع است . در اينجا بود كه آيهء * ( « إِنَّما وَلِيُّكُمُ الله وَرَسُولُه . . . » ) * از سوى خداوند متعال نازل گشت . حديث ديگرى نيز در الدر المنثور است كه طبرانى و ابن مردويه از عمار بن ياسر چنين نقل كردهاند كه او گفت :