الشيخ محمد حسن المظفر ( مترجم : سپهري )

36

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي )

دين معرّفى مىكنند ؛ چرا كه نيازمند اثبات چنين چيزى هستند . و از سوى ديگر مدّعى مىشوند كه علَّت پرداختن صحابه به مسئلهء بيعت و رها كردن دفن سيّد المرسلين به جهت ترس از فتنه و نابودى اسلام بوده است . اگر آنان چنين صلابتى را در صحابه سراغ داشتند ، ديگر ترس از چه چيزى مانع از آن شد كه ابتدا به دفن پيامبر خدا ( ص ) بپردازند و بيعت را به پس از تدفين پيامبر ( ص ) موكول سازند و در اين مدت در مورد كسى كه براى رهبرى سزاوارتر است مذاكره نمايند ؟ اگر آنان تا بدين حدّ صلابت داشتند پس چرا عمر بيم داشت كه اگر بزرگان صحابه براى جهاد و ادارهء شهرها از مدينه خارج شوند فساد برپا كنند ؟ حاكم در باب « مناقب امير المؤمنين ( ع ) » از فصل « معرفة الصحابة » مستدرك از قيس بن ابى حازم روايت مىكند - و ذهبى در تلخيص المستدرك نيز اين حديث را صحيح دانسته : زبير نزد عمر بن خطاب آمد و از او اجازهء جنگ خواست . عمر به او گفت : در خانه ات بنشين . تو همراه رسول خدا ( ص ) به جنگ رفته اى . زبير باز حرف خود را تكرار كرد تا آنكه عمر در مرتبهء سوّم يا چهارم گفت : در خانه ات بنشين . به خدا سوگند مىدانم تو و يارانت همين كه از شهر خارج شويد عليه اصحاب رسول خدا ( ص ) به فساد خواهيد پرداخت . ( 1 ) بنابراين ، از سخن صاحب مواقف و شارح آن پيداست كه امامت ابو بكر با بيعت عمر صورت پذيرفته است و بر تمام اهل اسلام واجب شده است كه از او پيروى كنند و آنچه علَّامه به اهل سنّت نسبت داده ، درست مىباشد . و فضل در اينجا چنين وانمود كرده كه از مذهب خود و منظور علَّامه بىخبر است . علَّامه نخواسته است بيعت انصار را در روز سقيفه انكار كند بلكه مىگويد : امامت ابو بكر از طريق مشورت با اهل حل و عقد و اتفّاق نظر آنان صورت نپذيرفته است . اصل انعقاد امامت ابو بكر ، تنها با بيعت عمر و رضايت چهار تن ديگر بوده است ، و به همين دليل اين امامت يك لغزش به شمار آمد . ولى با اين حال اطاعت از او را بر تمام مردم واجب شمردند . در حالى كه هيچ فردى كه به خدا و عدالت و حكمتش ، ايمان داشته باشد چنين اطاعتى را حلال نمىشمارد .

--> ( 1 ) . مستدرك ، ج 3 ، ص 12 .