الشيخ محمد حسن المظفر ( مترجم : سپهري )
35
دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي )
چنين آمده : حال كه ثابت شد امامت از طريق انتخاب و بيعت مردم صورت مىپذيرد بايد توجّه داشت كه اين امر ، به اجماع تمام اهل حلّ و عقد نياز ندارد ؛ زيرا هيچ دليل عقلى يا نقلى در اين مورد وجود ندارد . بلكه وجود يك يا دو تن از اهل حلّ و عقد براى ثبوت امامت و وجوب پيروى مردم از او كفايت مىكند ؛ چرا كه ما مىدانيم صحابه با آن استوارى در دين و شدّت پاىبندى به امور شرعى كه در آنها وجود داشت به يكى دو تن بسنده كردهاند ، مانند بيعت عمر با ابو بكر و بيعت عبد الرحمن بن عوف با عثمان . و در عقد امامت ، اجتماع تمام اهل حلّ و عقد مدينه را شرط نكردهاند تا چه رسد به اينكه بگويند تمام علما و مجتهدان ممالك مختلف اسلامى بايد جمع شوند ، با اين حال هيچ كس او را نفى و انكار نكرد . از آن پس تا كنون نيز بر همين اساس - يعنى اكتفا نمودن به يك يا دو تن در عقد امامت - عمل شده است . اگر خوانندهء محترم با چشم انصاف و گوش شنوا به مطالب ما توجّه كند و در آنها تأمّل و انديشه نمايد ، بطلان سخن فوق بر او روشن مىگردد . شگفتآور اينكه ، ادّعا مىكنند كه صحابه در عقد امامت به بيعت يكى دو نفر بسنده كردهاند ، آيا اينان نمىدانند كه امير المؤمنين و سيّد المسلمين همراه با جمعى از صحابه تا مدّتى طولانى از بيعت با ابو بكر امتناع ورزيدند و به بيعت اهل سقيفه اكتفا نكردند تا چه رسد به بيعت عمر تنها ؟ آيا نشنيدهاند كه سعد ، فرزند عمر ، اسامة بن زيد ، محمّد بن سلمه و ابو مسعود انصارى و ديگران با آنكه ديدند اهل حل و عقد با امير المؤمنين ( ع ) بيعت كردن ولى از بيعت با ايشان خوددارى ورزيدند ؟ آيا نمىدانند كه بيعت قبيله اوس با ابو بكر چنان كه منابع تاريخى از قبيل تاريخ طبرى و كامل ابن اثير نشان مىدهند از روى حسادت با قبيلهء خزرج بوده است نه از روى اكتفا به بيعت چند نفر ؟ كما اينكه بيعت مهاجرين با ابو بكر نيز به واسطهء دشمنى و حسادت آنان با امير المؤمنين بود . اين موضوع به خواست خدا بيان خواهد شد . شگفتآورتر از ادعاى نخست ، اين ادعا است كه در تمام دورهها ، امامت به همين ترتيب بوده است . چرا كه ما در هيچ عصرى نشنيدهايم كه مردم به بيعت يكى دو نفر بسنده كرده باشند و تكليف و وظيفه ، ايشان را به پذيرش چنين چيزى وادار كرده باشد . آرى ، پادشاهان خائن ، براى فرزندان نادان و فاسق خود چنين پيمانى مىگرفتند ؟ امّا از طريق تعيين كسى كه از نظر آنان امام محسوب مىشد نه از طريقى كه در اينجا مورد بحث است . خنده آور اين است كه اينان صحابه را در مواردى از اين قبيل ، به صلابت در