الشيخ محمد حسن المظفر ( مترجم : سپهري )
33
دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي )
جلو انداختن دفن پيامبر ( ص ) به مسئله امامت آسيبى نمىرساند خصوصا با توّجه به اينكه اهل سنّت به صحابه حسن ظن داشته و چنان كه شنيده اى تمام آنان را عادل مىشمارند و در دين استوار مىدانند . پس ديگر شكى باقى نمىماند كه آنان دفن پيامبر ( ص ) را به دليل واجب بودن تعيين امام ، عقب نينداختند ، بلكه براى رقابت در تصاحب دنيا و استفاده از فرصت پيش آمده ، عقب انداختند ؛ زيرا آنان يقين داشتند كه امير المؤمنين ( ع ) ، پيامبر ( ص ) را رها نمىكند و تا او را به خاك نسپارد مزاحمتى براى آنان ندارد . اگر اينان تا به اين حدّ به واجب بودن بيعت اهميت مىورزند پس چرا عمر ، تأخير شوراى انتخاب خليفهء پس از خويش را تا سه روز آزاد گذاشت ، در حالى كه در آن شورا شش تن بيشتر عضو نبودند و در يك روز و حتى يك ساعت مىتوانستند تصميم بگيرند ، خصوصا با توّجه به اينكه آنان موقعيت را قبل از مرگ عمر مىدانستند . اگر آنان اينقدر به تعيين امام اهميت مىدادند پس چرا وقتى پيامبر اكرم ( ص ) بارها و بارها ، تصريحا و تلويحا ، از مرگ خويش خبر مىداد از او نخواستند تا كسى را برگزيند و آنان را از چنين رنج و زحمتى آسوده سازد ؟ چرا به او نسبت هذيان دادند و وى را از نوشتن چيزى كه آنان را از گمراهى حفظ مىكرد بازداشتند ؟ آيا آنان احتمال ندادند كه پيامبر ( ص ) مىخواهد امام را تعيين كند و آنان را از اين مهم آسوده خاطر سازد ؟ چرا پيامبر ( ص ) مانند آنان به اين مسئله اهميت نداد و جانشينى براى خودش معين نفرمود . و يا چرا بيان نفرمود كه تعيين نكردن جانشين جايز است تا هم حرمت خودشان و هم حرمت اسلام محفوظ بماند ؟ چرا اين اهتمام در امير المؤمنين ( ع ) نبود تا همراه آنان در انجام اين واجب مشاركت نمايد و بدين سبب در دفن پيامبر نيز تعجيل كند ؟ اما اين سخن كه گفتند : « مردم همواره از ابتدا تا زمان ما چنين بودهاند . . . » سخن غريبى است . زيرا ما نه ديده و نه شنيدهايم كه آنان به تعيين امام به عنوان يك واجب شرعى پرداخته باشند و به همين جهت هيچ گاه خواستار امامى جامع شرايط ، چنان كه صاحب مواقف و شارح آن مىگويند - مانند اينكه امام بايد عادل ، مجتهد و قريشى باشد - نبودهاند . بلكه ما فقط ديدهايم و شنيدهايم كه آنان به رياست افرادى اقدام نمودهاند كه فاقد اين شرايط مىباشند و هدفشان نيز از اين انتخاب آن بوده است كه چيزى از دنياى پست عايدشان شود . دليل دوّم : دوّمين دليلى كه صاحب مواقف و شارح آن از نظر اشاعره آوردهاند اين است