الشيخ محمد حسن المظفر ( مترجم : سپهري )

32

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي )

كه محمّد ( ص ) مرده است و بايد كسى اين دين را برپا دارد « و تمام مردم سخن او را پذيرفتند و كسى نگفت احتياجى به اين امر نيست ، بلكه همه متفق القول بودند و گفتند در اين باره فكر مىكنيم و صبح زود به سقيفهء بنى ساعده رفتند و مهمترين كار را كه در آن هنگام دفن رسول خدا ( ص ) بود رها كردند . اختلاف آنان در تعيين امام ، خللى در اين موضوع ايجاد نمىكند ؛ زيرا همهء مردم از آن زمان تاكنون در مورد تعيين امام واجب الاطاعه دچار چنين اختلافى بوده‌اند . اين نظر نادرست است ؛ زيرا وقتى معلوم شد كه تعيين امام بر خدا واجب است ديگر جايى براى وجوب نصب امام از سوى مردم باقى نمىماند . علاوه بر اين ادعاى اينكه خالى بودن زمان از امام محال است ، اعم از وجوب نصب او از سوى خدا و يا وجوب شرعى يا عقلى انتخاب وى از سوى مردم مىباشد . ( يعنى درست است هيچ گاه جامعه بدون امام نبايد باشد و نبودن امام محال است . امّا نتيجهء اين محال بودن ، چنين نيست كه بايد مردم امام را انتخاب كنند ؛ زيرا اگر خدا هم امام را انتخاب كند باز هم با ادعاى مذكور سازگار است ) . آرى اگر آنچه كه صاحب مواقف و شارح آن در مورد خطبهء ابو بكر و پذيرش صحابه و اينكه صحابه گفتند در اين باره فكر مىكنيم ، صحيح باشد ، ظاهرا چنين به دست مىآيد كه انتخاب امام بر مردم واجب است . امّا با توجه به اينكه وجوب اين امر ، اعم از وجوب شرعى و عقلى است ، اين سخن ، دروغى آشكار است ؛ زيرا ابو بكر در خطبهء مورد نظر كه ما متن آن را در كتب اهل سنت - از قبيل تاريخ طبرى ، كامل ابن اثير ، صحيح بخارى ( باب مناقب ابو بكر ) و مستدرك حاكم - ديده‌ايم چنين جمله اى را به زبان نياورده است و هيچ كس پس از خطبهء ابو بكر نگفت : ما در اين باره فكر مىكنيم و كسى براى وفاى به عهد يا انتخاب امام كه شرعا واجب بود به سقيفه نرفت . بلكه بسيارى از روايات اهل سنّت حاكى از آن است كه هنگام مرگ پيامبر ، انصار در سقيفه جمع شده بودند تا با سعد بيعت كنند ، ابو بكر و اصحابش از موضوع مطلع شدند و براى كسب قدرت با انصار به رقابت پرداختند . اين نكته اى است كه از خطبهء مشهور عمر كه بيعت با ابو بكر را لغزش شمرد نيز به دست مىآيد . اين خطبهء عمر را اهل سنّت از جملهء بخارى در « كتاب المحاربين » باب « رجم الحبلى من الزنا إذا احصنت » نقل كرده است . چگونه ممكن است كه رفتن آنان را به سقيفه براى انجام وظيفهء شرعى دانست و حال آنكه دفن نبى اكرم ( ص ) و مراعات حرمت ايشان از مهمترين واجبات بود و تأخيرى كه در آن مدّت صورت پذيرفت بزرگترين توهين به ايشان و اسلام محسوب مىشد .